دوشنبه, 03 مهر 1396

دکتر خزعلی: وضعیت کنونی می تواند موجب شورش در طبقه پایین و محروم جامعه شود

نامه الکترونیک چاپ PDF

دکتر خزعلی: وضعیت کنونی می تواند موجب شورش در طبقه پایین و محروم جامعه شود

سحام نیوز: دکتر مهدی خزعلی طی مصاحبه ای با سحام به مسائل گوناگون مطرح در کشور از جمله مسائل اقتصادی و نیز روابط بین الملل و سیاست خارجی و همچنین موضوع بحث برانگیز انتخابات سال آینده ریاست جمهوری پرداخت. سحام این مصاحبه طولانی و مفصل را در دو بخش منتشر خواهد کرد.
این زندانی سیاسی در بخشی از این مصاحبه در خصوص ناکارآمدی سیاست های افتصادی دولت احمدی نژاد سخن به میان آورد و گفت: “  مشخص بود ماجراجوئی باعث می شود که روابط ما در دنیا دچار اختلال جدی بشود، که شد. و این اختلال می تواند تاثیر اقتصادی عمیق در جامعه بگذارد. سوای از این موارد؛ سیاست های اقتصادی که دولت نهم و دهم اتخاذ کرده هیچ توجیه علمی ندارد.”

فرزند آیت الله خزعلی در خصوص رابطه میان مرجعبت و مردم سخن گفت و افزود: “  اگر ما پذیرفتیم که مردم دین ستیز و دین گریز شدند پس سراغ مراجع به عنوان مرجع دینی نمی روند، این خودش نقض غرض است و اگر بپذیریم که مردم می گویند که دین از سیاست جداست پس چه توقعی داریم که مرجع تقلید در سیاست دخالت کند و این هم نقض غرض است. این دوتا چیزی است که از جامعه سیاسی روشنفکر ما یا جنبش سبز می بینیم که بعضی ها در واقع پرچم سکولاریسیم را بلند کردند و میگویند پرچم دین از سیاست جداست؛ بلافاصله نق میزنند که چرا مراجع دخالت نمیکنند بالاخره تلکیف این مرجع چه هست؟”

دکتر خزعلی مدیر انتشارات حیّان و بنیان‌گذار مؤسّسهٔ فرهنگی انتشاراتی اباصالح است. وی در پی اعتراضات مردمی پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بارها دستگیر و زندانی شد.

بخش اول مصاحبه سحام با دکتر خزعلی در پی می آید:

جناب دکتر خزعلی، با توجه به وضعیت اسفبار معیشتی مردم و شرایط اقتصادی کشور که باعث شده برخی ازعلما هم در این مورد موضع گیری نمایند؛ از دیدگاه شما، عوامل پیدایش چنین وضعیتی چیست؟


وضعیت اسفبار اقتصادی که ما امروز شاهدش هستیم قابل پیش بینی بود. زمانیکه آقای احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران کاندیدا شد، من یادم هست که مقاله ای نوشته بودم تحت عنوان “آش نذری” و همین شرایط و نابسامانی را، در صورت ریاست جمهوری وی پیش بینی کرده بودم و باز در سال ۸۵ و ۸۶ در آن کتاب “آینه” که چاپ شد، نوشتم که “با مشی که ایشان دارند ما وارث یک سرزمین سوخته خواهیم شد” و مشخص بود ماجراجوئی باعث می شود که روابط ما در دنیا دچار اختلال جدی بشود، که شد. و این اختلال می تواند تاثیر اقتصادی عمیق در جامعه بگذارد. سوای از این موارد؛ سیاست های اقتصادی که دولت نهم و دهم اتخاذ کرده هیچ توجیه علمی ندارد.
درهمین بحث یارانه ها همه می دانستند که این اتفاق خواهد افتاد و همه پیش بینی تورم ۵۰ درصد را کرده بودند. و چیز غریبی نبود و من خاطرم هست که سال ۸۳ وقتی که در یک جلسه ای طولانی از آقای هاشمی دعوت کردیم که حتما کاندیدا بشوند آن موقع ما به ایشان گفتیم که باید این یارانه ها که خلاف عدالت اجتماعی است قطع بشود. ایشان فرمودند که باید این کار انجام بشود، لیکن بایستی بصورت تدریجی و ظرف مدت ۱۰ سال! همچنین پس اندازی که از این راه به دست می آید، باید صرف زیر ساختهایی بشود. نه اینکه این پول در کشور توزیع و آثار تورمی با بارآورد. این کاری است که این دولت متاسفانه برخلاف آن انجام داد و اقدامی تورم زا بود. این طرح باید ظرف ۱۰ سال پیاده سازی و در این راستا آرام آرام یارانه حذف می شد. هر ۱۰ درصد پس اندازی که انجام می شد صرف تامین اجتماعی ، صرف حمایت از اقشار آسیب پذیر، صرف بیمه بیکاری، صرف از کار افتادگی، بهداشت برای همه و امثال اینها می شد. الان اگر یک نفر بیمار شده و یا سرطان بگیرد، تمام خانواده و اطرافیانش نابود می شوند و خانه اش را باید بفروشد و خرج درمان بکند. در صورتیکه این وظیفه دولت اسلامی است که این امنیت را در مردم ایجاد کند و به جای اینکه ۴۰ هزار تومان پول توزیع کنیم. بایستی امنیت در بیماری ، در بیکاری و از کار افتادگی و تمام این مسائل را به همه مردم می دادیم که مردم شب سر آسوده بر بالین بگذارند. این وضعیت قابل پیش بینی بود و امسال هم سال بسیار سختی خواهیم داشت و این بحران ها می تواند موجب شورش در طبقه پایین و محروم و حرکت طبقه پایین شهر به سمت بالای شهر بشود. این قابل پیش بینی ست و احتمالا این امر هم اتفاق خواهد افتاد.

شما مصاحبه ای در برنامه افق صدای امریکا داشتید و در آن برنامه اشاره ای داشتید به عدم موضع گیری مراجع و اعلام کردید که دلیل عدم موضع گیری مراجع بخاطر مراجعه نکردن مردم به آنهاست، ما در گذشته مواردی را داشتیم از جمله اینکه یک خانم محجبه ای در آلمان، که بدلیل حجاب کشته شد و اکثر علما در این مورد موضع گیری کردند. به نظر شما چرا همین مراجع در مسائل بوجود آمده در طی این سه سال گذشته در ایران سکوت اختیار کردند و یا در برابر رفتار وحشیانه و غیر انسانی حکومت بشار اسد هیچ گونه موضع گیری از خود نشان نمی دهند؟


ببینید، در آن بحثی که ما در برنامه افق داشتیم آقای احمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری فرمودند که مراجع پاسخگو نیستند و قبل از آن گفتند که مردم دین گریز و دین ستیز شدند. من میخواهم بگویم که اگر ما پذیرفتیم که مردم دین ستیز و دین گریز شدند پس سراغ مراجع به عنوان مرجع دینی نمی روند، این خودش نقض غرض است و اگر بپذیریم که مردم می گویند که دین از سیاست جداست پس چه توقعی داریم که مرجع تقلید در سیاست دخالت کند و این هم نقض غرض است. این دوتا چیزی است که از جامعه سیاسی روشنفکر ما یا جنبش سبز می بینیم که بعضی ها در واقع پرچم سکولاریسیم را بلند کردند و می گویند پرچم دین از سیاست جداست؛ بلافاصله نق می زنند که چرا مراجع دخالت نمی کنند بالاخره تلکیف این مرجع چه هست؟ سکوت بکند می گویند چرا سکوت کرده است و ورود بکند می گوید آقا چرا در سیاست دخالت کردید بروید و در محراب تان بشینید و فتوا بدهید. این بحثی هست که الان وجود دارد.


اما آن روز مسئله ای که من مطرح کردم این بود که در خانه مراجع را نزدید، اگر زده بودید یقینا جواب می دادند. عروس آیت الله منتظری در نامه ای نوشتند که ما اینهمه نامه دادیم، تظلم کردیم و پیش مراجعی رفتیم که شاگرد پدر شوهرم (آیت الله منتظری) بودند، گفتیم ایشان در حصر هستند و هیچ دخالتی نکردند و یک مرجعی گفته است که ایشان که قائم مقام رهبری بود آن بلا را سرش آوردند ما که هیچ کاره ایم چکار می توانیم انجام بدهیم و با ما چه می کنند؟ ببینید جواب ایشان را آن مرجع به ایشان داده، دقیقا جواب همین است. ما وقتی می گوییم در خانه مراجع را نزدید نه اینکه من به عنوان یک نفر بروم تظلم بکنم نه اینکه من نامه بنویسیم. درِخانه مرجع زدن برای وقتی است که بخواهد برای او اتمام حجت باشد، که او یاور دارد، ناصر دارد و حرفش خریدار دارد. این است که همانطورکه بعد از ۲۵سال در خانه علی جمع شدند، چگونه در آن ۲۵ سال علی(ع) سکوت کرد و خانه نشین شد؟ چون یاور نداشت و ناصر نداشت و وقتی آمدند جمع شدند و ناصر داشت. آنجا گفتند که اگر این جمع حاضر نبودند و حجت بر من تمام نمی شد، من ریسمان شتر خلافت را بر گردنش می انداختم. مراجع وقتی بدانند که شما حرفشان را گوش می دهید و از آنان می خواهید رهبری این حرکت را به عهده بگیرند، از مردم حمایت می کنند. وگرنه اگر من نوعی به تنهایی و محدود تظلم بکنم؛ می شود شبیه این موضوع که هر روز یکی می آید و به بنده می گوید که آقا شوهرم در اوین هست یا اعدامی هست؛ خوب من شخصا چه کاری می توانم برای او انجام بدهم؟ در این خصوص اصلا من کاری از دستم بر نمی آید. عین همین رفتار را می بینیم که امیرالمومنین در رفتاری که ابوذر تبعید می شود و در ربذه در آن بیابان گرم جان می بازد، امام علی (ع)، چی کاری می توانست انجام دهد؟ علی سکوت می کند.

اما مراجع در جای دیگر مثلا آنجایی که یک ظلمی در آلمان اتفاق می افتد و آن جا خطری ندارد و می توانند نظر بدهند.  همان امیر المومنین که خلافتش غصب می شود سکوت می کند و خانه نشینی اختیار می کند، ابوذر اولین صحابه ای که ایمان آورده بعد از خدیجه و علی (ع)، او را تبعید می کنند و میمیرد و ایشان سکوت می کند چون کاری نمی توانست بکند. اما برای ناودان خانه عباس، عموی پیامبر؛ شمشیر می کشد و می گوید نباید چنین کاری را انجام بدهید و نباید جابجا بکنید و یا برای قبر فاطمه زهرا (ع) شمشیر می کشد. در اینجا مسئله شخصی است و می تواند از آن مسئله شخصی اش دفاع بکند و می داند که اگر دفاع بکند موثر است و در جلوگیری هم موثر خواهد بود. و در جایی که موثر نیست تکلیفی ندارد و در آنجایی که امیر المومنین سکوت کرده، میداند که تاثیری ندارد کما این که وقتی از فدک دفاع می کند به غصب فدک می انجامد و تاثیری ندارد. اما چون در آنجا هم مسئله شخصی بود ورود کرد.

این هم ظرافت هایی دارد که ما تشخیص بدهیم که آیا یاور داریم؟ ناصر داریم؟ فعل ما و قول ما خریدار دارد و اثر دارد یا نه؟ امر به معروف و نهی از منکر به شرط تاثیر است. لیکن اگر بدانیم تاثیری ندارد، ما باید اول مراجع را جدی بگیریم و به عنوان مرجع بپذیریم، و برویم در خانه یشان و نه به عنوان یک فرد بلکه اکثریتی از مردم باشد که تاثیر گذار باشد. یعنی آن مرجع بداند که با این جمع مقلدین می تواند تاثیر بگذرد. ولی من الان احساس می کنم که مراجع این باور را ندارند و فکر می کنند که کلامشان خریدار ندارد و اگر احساس کردند یاور دارند و کلامشان تاثیر دارد، فتوا می دهند.

 

به نظر شما این رفتار دوگونه مراجع باعث بدبینی بیشتر مردم به مراجع نخواهد شد؟


اگر ما جایگاه را بشناسیم، این را دوگانه نمی بینیم. نمیخواهم همه مراجع را توجیه کنم؛ به بعضی از مراجع من شخصا گله مندم. مرجعی که در رساله خود می نویسد دروغ گناه کبیره و حرام است مگر در مواردی که برای حفظ نظام باشد؛ تهمت و غیبت گناه حرام است مگر این که در جهت مصلحت نظام باشد؛
من او را نمیخواهم توجیح کنم اما مراجعی که ما قبول داریم مراجعی که معتقدیم که اینها فقط به تکلیف الهی شان فکر می کنند؛ مانند آیت الله سیستانی، آیت الله وحید خراسانی ، آیت الله صافی گلپایگانی، و بقیه آقایان.  من فکر می کنم که رفتار این ها دوگانه نیست در یک جا موثر است و میتواند امر به معروف و نهی از منکر بکند و در یک جا موثر نیست؛ در یک جا توان دارند و در یک جا مثل آیت الله منتظری خانه نشین می شوند، و تکلیف ساقط است.

باید ببینید آن روز تکلیفشان جیست؟ یک روز تکلیف این است که مثل اما سجاد باید بنشینند در خانه و نهضت بکا راه بندازند و فقیه تربیت کنند و یک روز مثل امام باقر و امام صادق دانشگاه راه می اندازند و یک روز هم مثل ابا عبدالله به کربلا می روند و سر میبازند.

این مصاحبه ادامه دارد.

لینک مصاحبه: http://sahamnews.net/1391/05/227931/

افزودن نظر


Joomlart