پنجشنبه, 04 خرداد 1396

جلسه دادگاه برای سه پرونده دیگر!

نامه الکترونیک چاپ PDF

امروز برای سه پرونده دیگر به دادگاه انقلاب احضار شدم، باز هم شعبه 26 و قاضی پیر عباسی، او برای پنج پرونده، نخست 24 سال تبعید به برازجان داده بود که 14 سالش در زندان برازجان باشد و 90 ضربه شلاق، و برای پرونده نهم نیز حبس و جزای نقدی داده بود،  راستش دادنامه پرونده نهم را وکیل دیده است و رونویسی نکرده و من از محتوای حکم بی اطلاعم! نسخه ای از حکم را هم به متهم یا وکیل او نمی دهند! نگویید خلاف آیین دادرسی است! این رسم دادگاه انقلاب است!

دادنامه نخست را که 57 صفحه بود با دست شکسته رونویسی کردم، خیلی سخت بود، اما چاره ای نبود، باید نسخه ای می دادند، که ندادند!

امروز برای پرونده ششم و هفتم و هشتم که باز هم اتهامات واهی و تکراری بود به دادگاه رفتم، باز هم تبلیغ علیه نظامی که با جان و دل از آن دفاع کرده ام و تیر و ترکش را به جان خریده ام و امروز کسانی که در انقلاب و جنگ نبوده اند، اسم خود را نظام گذاشته اند! کسانی که با نظام بیگانه و نامحرمند، انقلاب ما را مصادره کرده اند! و نام خویش را نظام نهاده اند! امروز مخالفت با  نامحرمان و چپاولگران اتهام تبلیغ علیه نظام را به همراه دارد. کسانی که رنگ جبهه را ندیده اند امروز بر مسند کارند!

اتهام دیگر من در این سه پرونده، اهانت به رهبری است! من اهانت به هر کسی را نه تنها جرم، که گناهی نابخشودنی می دانم و حرام و موجب غضب رحمن، اما بازپرس حاجی محمدی می گفت:"نگاه کردن تو و سکوت تو اهانت تلقی می شود!"

تنها کرنش و دست بوسی و پابوسی و مدح و ثنا و تملق مجاز است و اهانت نیست.

در اعلام جرم دادستان که منجر به صدور قرار یک میلیاردی علیه من شد، اهانت به رهبری مستند به یک کامنت بود که نوشته بود: " چه اصراری دارید که این علی را با علی (علیه السلام) مقایسه کنید" هر چند کامنت از دیگران بود و نوشته من نبود! نمی دانم کجای این جمله اهانت است و به چه کسی اهانت شده است، من بر این باورم که مقایسه امیر المومنین علی ابن ابیطالب ( علیه آلاف التحیة و الثناء) با هر کسی، اهانت به مقام والای علی (ع) است.

من تمام اتهامات خود را واهی و همه بازداشت ها را غیر قانونی و بلا وجه می دانم، همان گونه که بازپرس نخست می گفت که اتهامات تو واهی است و باید قرار منع تعقیب صادر شود و پرونده را از او گرفته و به دیگری دادند و همین قاضی پیر عباسی رای داد که بازداشت من بلا وجه است و بعد با نامه و درخواست معاون وزیر اطلاعات قرار بازداشت موقت صادر شد!

امروز ستاری مسئول دفتر شعبه 26 مثل همیشه بد رفتار و بد اخلاق بود، اما قاضی برخورد خوب و شایسته ای داشت و البته گفت که رای می دهد و این حکم نیز بر دو حکم دیگر اضافه می شود تا 9 پرونده من به رای رسیده باشد.

پس از آن به دیدار مقیسه رفتم، می گفت: " تو چرا بیرونی؟" ظاهراً چشم ندارد مرا آزاد ببیند، به او گفتم: " یادت هست سال 89 نوشتم که سال 90 سال مقابله دولت با ولایت است؟" حال می خواهی با قلم سبزم بنویسم که : "سال 92 سالی است که ما باید از گناه شما بگذریم و عفوتان کنیم و ما چنین می کنیم و راه اشتباه انتقام و کینه ورزی را تکرار نمی کنیم"  مقیسه گفت: " آرزو بر جوانان عیب نیست، شما دیگر فراموش شده اید! تمام شده اید!" دستش را در دست گرفته و گفتم: " این خط و این نشان، سال دیگر برای عفو تو می آیم، امروز را فراموش نکن!  اما باور کن که من همه را بخشیده ام و هیچ کینه ای در دل ندارم"

مهدی خزعلی

1391/4/25

افزودن نظر


Joomlart