چهارشنبه, 01 شهریور 1396

صدای آشنای حسین چقدر برایم دلنشین است

نامه الکترونیک چاپ PDF

دیشب، نیمه های شب، حسین رونقی ملکی تماس گرفت، زنگ صدایش آشناست، اولین دیدار ما در کتابخانه بند 350 اوین بود، همانجا که بر تی شرت او به اشتباه نام ابوالفضل را نوشتم، واقعاً حسین و ابوالفضل چون دو برادر بودند، یا بهتر بگویم، یک روح در دو بدن، تا صدایش را شنیدم، احوال ابوالفضل را از او پرسیدم، این دو دوست داشتنی ترین بودند.

من هر گاه نام حسین را می شنوم و یا او را می بینم، به یاد بابک خرمدین می افتم، فردا برای ادامه درمان به تهران می آید، برای سلامتی این دلاور مرد آذربایجان دعا کنیم.

مهدی خزعلی

1391/4/17

 

افزودن نظر


Joomlart