دوشنبه, 11 ارديبهشت 1396

کافه کوچه

نامه الکترونیک چاپ PDF

" کوچه شهر دلم از صدای پای تو خالی است" (کافه کوچه)

برای ایده گرفتن، دوستی مرا به کافه کوچه در خیابان بیستون برد، جای دنجی است، فضایی وهم آلود با نور کم و موزیک ملایم و بوی عود و جای شمع، شما را از دنیای بیرون جدا و در خلسه ای دوست داشتنی می برد.

اینجا پاتوق عشاق است، هر کس دست یارش را گرفته و در کنجی به راز و نیاز مشغول، اما من آمده ام تا برای " کافه قلم " ایده بگیرم، آمده ام تا از تجربیات صاحب کافه برخوردار شوم.

در گوشه ای از کافه یک طاق محراب گونه است که پوستری از امام زمان قرار دارد و در برابرش شمع روشن می کنند. این نشانه باورهای عمیق مذهبی کافه دار است، در همه جا این نمادها دیده می شود.

یک ظاهر مذهبی یا به قولی حزب اللهی نمی بینید، همه تیپ های مد روز و فشن هستند، دختران و پسران به معاشقه و مغازله مشغولند. امروز 25 خرداد است، شاید به دعوت بعضی ها به کافه آمده اند!!!

با جوانی به گفتگو می نشینم، کاملاً امروزی و مد روز است، وارد بحث سیاسی می شویم و نگران است، می گوید دیگر جای ما ایران نیست، می خواهم از ایران بروم، اما با این ها هم نیستم، آخر مادر من مذهبی است و ما در هیئت بزرگ شده ایم، اینها روی کار بیایند، دین را تعطیل می کنند!  اینها با دین جنگ دارند، اینها به پیامبر و امام ما ناسزا می گویند!

به او گفتم: اهانت به باورهای مردم خلاف ادب و فرهنگ است، حتی اهانت به بت های دیگران تا چه رسد به خدا و انبیاء و او لیاء، اینها که اهانت می کنند و تیشه به ریشه دین می زنند، در واقع بر ریشه این نهضت تیشه می زنند، حال می فهمم چرا مردم به خیابان نیامده اند! بروید سِرَّش را در دین ستیزی و دین گریزی برخی افراد معلوم الحال بیابید، باید کاری کرد، باید حسابمان را از دین ستیزان و همه کسانی که به اندیشه ها اهانت می کنند، جدا کنیم، باید بیاموزیم که به همه باورهای انسانی احترام بگذاریم.

ضمناً باید از خر شیطان پیاده شویم و خودمان را تافته جدا بافته ندانیم (این را برای اصلاح طلبان عزیز و مشارکتی های گرامی نوشتم که هنوز در رؤیای دوران ریاست بسر می برند و نمی خواهند اعتراف کنند که آنها هم بد عمل کرده اند! "

1391/3/25

مهدی خزعلی

*** این هم نوشته روی تخته سیاه کافه:

آمدنت را یادم نیست

بی صدا آمدی

بی آنکه من بدانم

بی آنکه من بخواهم

اما اکنون با ذره ذره وجودم

آمدنت را تمنا می کنم

ای مهمان ناخوانده بمان

که ماندنت را سخت دوست می دارم

افزودن نظر


Joomlart