پنجشنبه, 04 خرداد 1396

لباس حداد عادل !( جدی نگیرید طنز است)

نامه الکترونیک چاپ PDF

بحث جناب بهنود و بی بی سی بر سر ریشه و اصل و دلیل و چرایی لباس حداد، مرا بر آن داشت که خطی بنویسم، اینکه لباس بلوچی است یا عربی یا افغانی یا لباس راحتی خانه و لباس خواب است! یا به قول بهنود از علما به عاریت ستانده است، در خبرها آمده بود و آخر الامر هم به جایی نرسید و رمضان مادر مرده هنوز در کنه ذات لباس حداد سرگردان است!

حکایت را شنیده اید که پیر مردی گشاد گشاد راه می رفت، دو دانشجوی طب با هم بحث می کردند که بیماری او چیست، یکی می گفت که بواسیر دارد و دیگری می گفت:"خیر باد فتق دارد و چنین راه می رود" با هم شرط بندی کرده و به نزد پیرمرد رفتند، قصه شرط بندی خویش برایش گفتند و از او خواستند تا بگوید کدام یک اشتباه کرده اند، پیرمرد گفت: " راستش هر سه اشتباه کرده ایم، من نه بواسیر دارم و نه باد فتق، من هم اشتباه کردم، به گمانم بادی دفع می کنم و به اشتباه خود را آلوده کرده ام! و این گشاده راه رفتن از آن روست!

نمی دانم کدام درست می گویند، و علت و حکمت و چرایی و کجایی و ریشه و اصل و منشاء لباس را ندانم، اما در ولایت ما هر کس را اخته - ببخشید ختنه - می کردند، چنین لباسی بر او می پوشاندند! (جدی نگیرید طنز است!)

مهدی خزعلی

1391/3/21

*** جناب آقای حداد عادل؛ شما که خرت می رود و پارتی دارید و اهل ادب هستید، به آقایان بفرمایید که این طنز است و جدی جدی ما را نگیرند!  باور بفرمایید طنز نویس که خود را سانسور می کند، احساس خفگی و نفس تنگی دارد، آدم حناق بگیرد اما خود سانسوری نکند، امشب با این دو سطر طنز یک نفس راحت کشیدم، احساس کردم کمی خودم شدم و از بندهای بسته به دست و پایم بیرون آمدم، آخر هر چه می خواهم بنویسم، بالای سرم شمشیر داموکلیس را حس می کنم!

خیلی بد است، حس غریبی است، از خودت بدت می آید، خود را زبون و ذلیل و خوار می بینی، انگار خودت داری افکار خودت را ختنه - ببخشید اخته - می کنی!  هِی ...... !

افزودن نظر


Joomlart