چهارشنبه, 09 فروردين 1396

شعری از فرشاد اسود در دوران اعتصاب غذای من!

نامه الکترونیک چاپ PDF

 

باسلام و عرض ادب و احترام خدمت آقای دکتر نازنین، یکی از سروده هایم در آن هفتاد روز تلخ را تقدیم وجود نازنینتان می نمایم:

با آرزوي سلامتي و آزادي مرد هميشه سنگر نشين ،جا مانده ي كاروان ،باكري و همت ،شرف جنبش سبز دكترمهدي خزعلي.


خدايا اين دل امشب بي قرار است
ز رنج لاله اي اندوهبار است


به روزي با لبي خندان برفتي
تو گويي روح از جانم برفتي


قسم دادي كه من اينجا بمانم
خدايا اين قسم سوزانده جانم


قسم دادي و صبري هم نكردي
دل بشكسته را مرهم نكردي


قسم دادي و رخش خويش راندي
دم آخر نگاهم را نخواندي


نگاهم حسرت و اندوه و غم بود
فراقت نازنين آخر ستم بود


مگر عهد و وفا با من نبستي ؟
چرا سرگشته ي جام الستي ؟


شراب عشق را با من نخوردی
مرا تا وادی رندان نبردی


من و شهر جفا كاران به ملت
تو همواره پي ديدار " همت "


من سرگشته را در خانه هشتي
به روي قلب اين را هم نوشتي


شجاعت چاره روييدن توست
ره آزادگي " پوييدن " توست
-
رفيقان! مرا هم دست گيريد
دو دستي را كه تبداره، بگيريد


مرنجانيدم از درد جدايي
دلم بشكسته از اين بي وفايي


دلم بگرفت باز از غربت و غم
درون سينه مالامال ماتم


صداي " باكري " در شهر پيچيد
كه " مهدي "، بايد از اين دهر كوچيد

9/1/91

فرشاد اسود

.................................

نمی دانم امروز فرشاد کجاست، در بند 209 یا 240 یا 2الف، می گویند او را در فرودگاه دستگیر کرده اند، او مشغول ساخت مستندی از زندگی نسرین ستوده بود.

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

فرشاد جان؛ دل ما با توست و آزادیت را لحظه شماری می کنیم

به امید دیدار

مهدی خزعلی

1391/3/7

*** عکسها از سفر به دره جنّی واقع در گلاب دره می باشد(هشتم اردیبهشت 91)

افزودن نظر


Joomlart