شنبه, 01 مهر 1396

اسب تروا را فراموش کردید!؟( نامه سید مجتبی واحدی و پاسخ دکتر خزعلی)

نامه الکترونیک چاپ PDF

دوست خوبم دکتر مهدی خزعلی که روز دهم دی ماه سال نود، یعنی دو ماه و دوروز قبل از نمایش انتخاباتی مجلس ، اعلام کرده بود «با توجه به شرایط حاضر، 12 اسفند ماه برای اولین بار رای نخواهم داد و از خانه خارج نخواهم شد» اخیرا خواستار حضور فعال مردم در مرحله دوم انتخابات مجلس شده است. او به هموطنان تهرانی توصیه کرده که «‌تک رأی» خود را به نام علی مطهری به صندوق های رأی بیندازند. اعتراف می کنم کسانی که در داخل کشور حضور دارند و برای پیشبرد عقاید خود ، هزینه های سنگین پرداخت کرده اند بیش از کسانی مانند من برای اظهار نظر در خصوص مسائل ایران ، محق هستند. اما آنچه مرا تشویق می کند که به صورت علنی با پیشنهاد مهدی خزعلی مخالفت کنم دو نکته است. نخست آنکه او توضیح نداده از دهم دی ماه که او تصمیم به خانه نشینی و عدم مشارکت در انتخابات گرفت، چه تغییری در «شرایط» به وجود آمده است؟ دومین دلیل من برای اعلام مخالفت با این پیشنهاد، آنست که افراد دیگری که در سه سال اخیر، هزینه هایی بسیار سنگین تر از اقای خزعلی پرداخته اند و هم اکنون در چنگال زندانبانان جمهوری اسلامی اسیر هستند همچنان بر دیدگاه قبلی خود مبنی بر «عدم مشارکت در نمایش انتخاباتی» پافشاری می کنند. از سوی دیگر یقین دارم هر انسان آزادمنشی برای دیگران این حق را قائل است که او ا مورد پرسش قرار دهند وبا اقامه دلیل، با او مخالفت نمایند. بر همین اساس، نکاتی را مطرح می نمایم.

یک ـ آقای خزعلی پیشنهاد کرده «تمام تلاش خویش را بکنیم که " علی مطهری" رأی اول مجلس نهم باشد و پیام اعتراض ما به همه نا برابری ها، بی عدالتی ها، بی کفایتی ها، فرصت سوزی ها و ...». این سخن به این معنی است که خزعلی باور دارد مجریان وناظران انتخابات همان چیزی را به عنوان نتیجه انتخابات اعلام می کنند که توسط رأی دهندگان ، در صندوق رأی ریخته می شود . آیا او واقعا بر این باور است ؟ گمان نمی کنم .زیرا مهدی خزعلی، همان کسی است که برای نخستین بار با شجاعت والبته به تلویح اعلام کرد که « جنتی و خانواده او ، نه تنها در مورد آرای مردم امانت دار نیستند بلکه اگر بتوانند حتی از سرقت یک تلویزیون از خانه شخصی همسایه ، دریغ نخواهند کرد .» او قطعا به یاد دارد که دو سال و اندی پیش ، در یادداشتی با عنوان « جنتی یا دوزخی »‌ به اینکه بر عالی ترین مقام انتخاباتی ایران ، نام « جنتی » نهاده اند اعتراض کرد و در این باب نوشت «این رسم تاریخ است ، سلطان ظالم را عادل ،کور را چراغعلی و کچل را زلفعلی می خوانند!» اکنون چه شده که دکتر خزعلی از تهرانی ها می خواهد به این « س... د... صفت » اعتماد کنند و در انتخاباتی شرکت نمایند که نتیجه آن به دلخواه « شیخ احمد جنتی » و ... او تعیین می شود نه بر اساس آرایی که مردم به صندوق ها می ریزند !

دو ـ آقای دکتر خزعلی ! با همان صداقت و شجاعت که در سه سال اخیر بارها به نمایش گذاشته اید بگویید ! آیا شما باور دارید که در مرحله اول انتخابات ، آنچه به عنوان نتیجه اعلام شد همان بود که معدود شرکت کنندگان در انتخابات خواسته بودند؟ آیا شما باور دارید «حداد عادل»‌ که بی عرضگی های مفرط او در طول ریاست بر مجلس هفتم ، فریاد اصولگرایان را در آورد و علیرغم وابستگی خانوادگی به رهبر، او را از ریاست مجلس برداشتند؟ آیا می توان باور کرد که در تهران ، مسعود میرکاظمی بیش از علی مطهری رأی آورده است؟ میرکاظمی برای بسیاری از تهرانی ها ناشناخته است و کسانی که اورا می شناسند شناخت آنان از او، مرتبط با گرانی های کمرشکنی است که تنها دستاورد چهار سال مدیریت او بر وزارت بازرگانی بود!

سه ـ با همه احترامی که برای دکتر خزعلی قائلم پیشنهاد او را یاد آور پیشنهاد یکی از نویسندگان مرتبط با اصلاح طلبان در آستانه راهپیمایی بیست و دوم بهمن ۸۸ می دانم . آن راهپیمایی ، نخستین راهپیمایی بیست و دوم بهمن بود که پس از کودتای انتخاباتی بیست ودوم خرداد ۸۸ برگزار می شد و پرشور بودن آن برای حاکمیت ، اهمیت فراوان داشت .نویسنده وابسته به سایت اصلاح طلب ، خواستار پیاده شدن « الگوی اسب تروا در میدان آزادی » شد. او به طرفداران جنبش سبز پیشنهاد داد :«پیشنهاد می کنم مدلی فرض کنیم مانند جنگ تروا. یعنی در ساعت مناسب به محلهای برگزاری مراسم برویم، و بدون اینکه ماهیت خود را آشکار کنیم، تا یک زمان مشخص، مثلا تا لحظه آغاز سخنرانی سخنران اصلی مراسم، از نشانه های سبز استفاده نکنیم و سپس به یکباره همه نشانه های سبز را بر پیشانی و سر و دست بنشانیم. در این حال سبزها می توانند بسرعت همدیگر را یافته و کنترل مراسم و شعارها را در دست بگیرند. ». در آن زمان ، هیچکس به خود اجازه نداد این سؤال را مطرح کند که طرفداران جنبش سبز چگونه قرار است اطرافیان خود را شناسایی و بدون افتادن به درد سر ، نمادهای سبز را به نمایش در آوردند؟نکته جالب در پیشنهاد « اسب تروا در میدان آزادی » این بود که از طرفداران جنبش سبز می خواست حتی الامکان با ظاهری شبیه به حزب الهی ها و شرکت کنندگان سنتی تظاهرات بیست و دوم بهمن ، درمراسم حضور یابند . به عبارت دیگر ، حاضران در میدان آزادی ، هیچ تمایز ظاهری از یکدیگر نداشتند و این ، کار را بر طرفداران جنبش سبز سخت تر می کرد . اکنون دکتر خزعلی هم پیشنهاد کرده که معترضان انتخاباتی ، به همان چهار محلی بروند که محل حضور سنتی حامیان حکومت است . مخاطبان دکتر خزعلی ، قرار است با آرامش به این چهار محل بروند و رأی خود را به صندوق بیندازند تا هر سرنوشتی که شیخ دوزخی برای آن در نظر گرفته ، برای آرا رقم بخورد . در واقع ، حضور در این چهار محل ، همان نتیجه ای را خواهد داشت که « پیشنهاد اسب تروادر میدان آزادی »‌برای حکومت به ارمغان آورد . می دانید چه نتیجه ای ؟ در همان ساعاتی که طرفداران دکتر خزعلی ، با شادمانی ـ والبته خوش بینی ـ تک رأی خود را به نام « علی مطهری » به صندوق می اندازند دو گروه دیگر مشغول بهره بردای و برنامه ریزی برای پیشبرد اهداف خود هستند . یکی از این دو گروه ـ که قطعا مهدی خزعلی هیچ علقه و علاقه ای به هیچیک از آنها ندارد ـ با ذوق زدگی فراوان ، تصاویر مربوط به حضور « رأی دهندگان به مطهری »‌را به عنوان « لبیک گویان به رهبر » به سراسر دنیا مخابره می کند . گروه دوم نیز که نتیجه انتخابات را از قبل آماده کرده ، با خود می اندیشد که « چه چیز موجب اعتماد این گروه از رآی دهندگان ، به مجریان وناظران انتخابات شده است ؟‌»

از دکتر مهدی خزعلی که سخن او از دل بر می خیزد و قطعا بر دل خواهد نشست تقاضا می کنم با در نظر گرفتن خطر تکرار پروژه « اسب تروا در آزادی » یکبار دیگر به پیشنهاد خود بیندیشد.

ویژه خبرنامه گویا

.....................................پاسخ دکتر خزعلی

برادر عزیز؛جناب آقای مجتبی واحدی

در دوره قبل هم من بجای تحریم، پیشنهاد مبارزه فعال را دادم، حتی بر این باور بودم که همه کاندیدا شویم و فهرستی بلند بالا از رد صلاحیت شدگان منتشر و طرح شکایت کنیم و در انتهای دوران فعالیت انتخاباتی، مستدل به تخلفات رقیب با آبستراکسیون صحنه را ترک کنیم، ما باید رقیب را در چالش قانونی درگیر کنیم.

جناب واحدی؛ پرسیده ایید که امروز با گذشته چه فرقی کرده است که دعوت به شرکت و تک رای کرده ام،اگر آنروز گفتم:" رأی نمی دهم" پای سخن خود ایستادم، و امروز می بینم که از عدم حضور ما شاد شده اند و شاکرند که ما صحنه را خالی کرده ایم، به لطف خدا و با سوگند به خون ندا و سهراب و ... نمی گذارم از عدم حضورمان دلشاد شوند.

اما در دور نخست، تن به نظر سنجی فضای مجازی داده و به احترام همه، از کاندیداتوری منصرف و نوشتم که از خانه بیرون نمیآیم و رای نخواهم داد و پیش  بینی کردم که شهر بوی مرده خواهد داد. آری چنین شد و شهر شهر مردگان بود، اما اصلاح طلبان چه کردند، ما که در سلول انفرادی بودیم، آنها در صندوق های رای بودند و با لب خاموش رای دادند، ای کاش قراری می گذاشتند و در مقابل دوربین ها اعتراض خود را بیان می کردند، ای کاش یادی هم از ساکنین اوین می کردند! نام نمی آورم، اما اکثر رجال سیاسی دوران اصلاحات رای دادن و شناسنامه خود را منقوش به مهر انتخابات کردند!

آقای واحدی؛ سنگر تحریم استحکام ندارد، رجال سیاسی در صف رای ایستاده اند، اگر بناست سنگر تحریم فرو ریزد، بیایید سنگری مستحکم تر بسازیم و این سنگر فریاد اعتراض گونه ماست، با حرکتی نمادین!

من با خیلی از رجال سیاسی داخل - که از آوردن نامشان پرهیز می کنم - صحبت کرده ام و موافق این حرکت هستند.  مخالفین دعوت از افراد شناسنامه دار نیستند، گاهی ادبیات برخی مخالفین شباهت زیادی با ادبیات بازجوهای اوین دارد! روشی که برای شکاف در صف منتقدین بکار می گیرند و بذر شک و تردید می افکنند و همه را نفوذی و عامل معرفی می کنند، بگونه ای عمل می کنند که اعتماد را در میان غیر خودیها!( به تعبیر جناح حاکم) از بین ببرند. تنها شناسنامه داری که با نام خود سئوال کرده، شمایید.  جنس سئوال شما با بقیه فرق دارد، شما سئوالی دوستانه و از درون خانه پرسیده اید، شما مرا و حسن نیت مرا زیر سئوال نبرده اید، شما ناروا نگفته اید، از محبتتان سپاسگزارم.

نمی دانید بازجوی من چه مانوری می داد که فلانی و فلانی و فلانی رای دادند و آمریکا هم آماده مذاکره است و ما در اقتدار کامل داخلی و خارجی هستیم! نمی دانید که مامور عملیات بند 209 که مرا به دادگاه می برد، از صف های شلوغ رای و این که 4 مسجد رفته است و نتوانسته رای دهد و آخر هم 2 ساعت در صف رای ایستاده چه داد سخنی می داد، نمی دانید مسئول دفتر شعبه 26 برای توجیه تاخیرخود - که ساعت 10 صبح سر کار آمده یود - می گفت: " من مسئول صندوق بودم و تا ساعت 1 نیمه شب ازدحام بود و رأی می گرفتیم!"

بگذریم، من نمی خواهم فرصت سوزی کنم، نمی خواهم پس  از 33 سال بروم آخر صف تحریمیون بایستم، من بسیجی خیبرم، باید نظام و انقلابم را از دست نامحرمان و غاصبان نجات دهم، از هر فرصت قانونی باید بهره گیرم، روا نیست که بسیجی خیبر کنج خانه نشیند و قهر کند و نامردمان از خانه نشینی او شاد شوند، یکی از رجال سیاسی اصلاحات می گفت: " مگر ما در سابق از عدم حضور نهضت آزادی خوشحال نمی شدیم، حالا جناح حاکم از عدم حضور ما خوشحال و خرسند می شود!"

من کاری به صندوق رای ندارم، حضور مردم با ظاهری آراسته در این حوزه ها، فرق شهر مردگان و شهر زندگان را به تصویر خواهد کشاند و با این حضور قانونی در چهار مسجد مشخص، اعلام حضور می کنیم، یعنی ما هستیم و به عملکرد شما اعتراض داریم.

نمی توانند بگویند چرا برای رأی دادن آمده اید!

همه با ظاهری آراسته با فرزندانتان بیایید،تا بدانند که ما برای جنگ نیامده ایم - همان گونه که حسین به کربلا رفت - ما آمده ایم که بگوییم، راه آزادی و دموکراسی از صندوق های رای می گذرد، به رای مردم احترام بگذارید، خیانت نکنید و بس.

اما این که رأی ما را می خوانند یا نه؟ بگذارید در پستی مستقل بنویسم ...

وعده دیدار ما: بعد از ظهر روز جمعه

در صندوق های " حسینیه ارشاد"، " مسجد الجواد" ،" مسجد النبی نارمک" و " مسجد شهرک غرب"

اگر نتوانستید به این مساجد بیایید، در هر حوزه دیگری با یک " تک رأی به مطهری" ما را یاری کنید، این "تک" بزرگ ماست در چارچوب قانون به بی قانونی!!! شاید به عنوان "پاتک" در بعضی از این مساجد صندوق نگذارند و یا فضا را امنیتی کنند، ما باید آرامش خود را حفظ کنیم، از شعار و ... بپرهیزیم، ما مبارزه را با قواعد مدنی ادامه خواهیم داد.

مهدی خزعلی

1391/2/9

افزودن نظر


Joomlart