پنجشنبه, 02 آذر 1396

نقدی بر فیلم گشت ارشاد!

نامه الکترونیک چاپ PDF

دوستان از من انتظار نقدی بر فیلم داشتند، پس بدور از مسائل سیاسی،منصفانه نقدی اجتماعی بر فیلم " گشت ارشاد" می نویسم و شما هم غیر سیاسی آنرا ببینید و منصفانه قضاوت کنید. من به پیام های مثبت فیلم که همه در باره آن نوشته اند نمی پردازم، آنجا که از معضلات اجتماعی و فقر و فساد و فحشا سخن می گوید، من از زاویه ای نگاه می کنم که همگان می فهمند و از بیان آن عاجزند! می دانند و بیم دارند که بگویند!

فیلم با معرفی سه چهره ظاهرالصلاح و ظاهراً مذهبی و با سابقه مسجد و هیئت و علم و کتل و دسته و عزای حسین (ع) که ظاهری حزب اللهی دارند و ریشی بلند و چفیه ای بر دوش و تسبیحی در دست و پیراهن چروک روی شلوار و شلوار نیمدار، خشونت و جسارت در کلام و ظاهر حق به جانب والفاظ غامض بر زبان و آنکه شکمی بزرگتر و سری طاس دارد حاجی است و نقش مسئول گشت ارشاد را بازی می کند!  از ویژگی بارز اینها، روی زیاد است!

این سه، با یک ون گشت ارشاد و یک موتور و بی سیم و اسلحه و حکم ماموریت و کارت امر به معروف و نهی از منکر  (که کارگردان موظف است تو مخ تماشاچی بکند که همه قلابی است ! ) مزاحم نوامیس مردم می شوند و از دختران و پسران اخاذی می کنند، سوای بر اصرار کارگردان بر خلافکار بودن این سه و جعلی بودن همه چیز(که احتمالاً ضرورت اخذ مجوز اکران است) ، نقشی که بازی می کنند، برای مردم آشناست، اما این بار فیلم است و همه چیز جعلی است! این بار به گفته های حاجی می خندند! این بار در فضای امن سینماست، این بار ضربان قلبشان بالا نمی رود! کسی آنها را بازداشت نمی کند !

نقد نخست من اینجاست، اولین معضل اجتماعی اینجاست، چرا کارگردان باید برای اخذ مجوز به ضرب و زور در مخ بیننده کند که اینها خلافکارند و نیروهای شریف انتظامی و بسیج و غیره و ذالک پاک و منزه از خطا هستند، چرا باید از مسئولین و نیروهای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی یک معصوم بسازیم، تصور خطا از آنها نمی رود، آنها ترک اولی هم نمی کنند، آنها اسوه اخلاقند و مدیر و مدبر! اما به عنوان یک مخاطب باید بگویم، من نپذیرفتم که اینها خارج از سیستم بوده اند،حداکثر این است که اینها را عناصر خلافکار خودسر بدانم و اگر اصرار بر انکار کنند، آنرا به اکثریت تعمیم می دهم! یا سیستم را دزد پرور دانسته و حامی متخلف! و برعکس اگر اینها را جزئی خطاکار از سیستم بدانیم و مجازات کنیم و در آخر فیلم راه را برای عروس و داماد خطاکار باز نکنیم که به ماه عسل بروند، امید اصلاح هست! در این فیلم اجازه می دهیم که هر کسی خلاف خود را فلسفی و منطقی با عقل توجیه گر خویش توجیه کند، اما گاهی تصور می شود که توجیحات این خطاکاران را پذیرفته ایم! یا حداقل در نگاه به علت و معلول، معلول را بی گناه و بی تقصیر جلوه داده ایم و توجه به علت، توجیه گر معلول شده و خدای ناکرده جوازی برای اخلاف است!

نیروی انتظامی در پارک مؤدب می ایستد تا جوانکِ خلافکار بر بلندی رود و مردم را تحریک کرده و متهم را فراری دهد و بعد هم یک سلسله دعا نثار کند و در نهایت نیروی انتظامی - که اسوه اخلاق است - با ادب بگوید اگر سخنرانیت تمام شد بیا پایین و برو به خانه ات!  به این می گویند نیروی انتظامی با اخلاق و بدور از خشونت؟! آنقدر برای خوب جلوه دادن نیروی انتظامی زیاده روی می کنیم که تصویر یک ساده لوح ارائه می شود که سرش کلاه می رود و متهمش فراری ...!  راستش را بگویید، تصویری که در جامعه هست چنین است؟ آیا مردم نیروی انتظامی و سایر کارمندان دولت را پاک و منزه از خطا می دانند؟ آیا رشوه و اخاذی و فساد در نیروهای دولتی در هیچ کجای دنیا وجود ندارد؟  آیا امر به معروف و نهی از منکر را اسوه اخلاق می دانند؟ چرا می خواهید این مطلق گرایی را به همه سطوح حکومت تا آبدارچی تسری دهید؟ فیلم" 24" را می دیدم، خیلی راحت تخلف و جرم و جنایت را تا رده های بالای دولت آمریکا مطرح و تا رئیس جمهور متخلف را بازداشت و روانه زندان می کند، در این فیلم هیچ کس مصونیت ندارد، نیروی ویژه ضد تروریست، لحظه ای بعد بازداشت می شود و ممکن است همکار تروریست ها باشد، مفاسد در همه شئون مطرح و مورد پیگرد قرار می گیرد، پلیس و مامور امنیتی و وزیر و سناتور و معاون رئیس جمهور و رئیس جمهور، در مظان اتهامند و پاسخگو! اما اینجا چه کسی جرأت دارد نیروهای نظامی – انتظامی و امنیتی را نقد کند،پلیس اگر مطالبه گواهینامه نماید،و پلیس متعهدی نباشد خیلی آرام زیر گواهینامه اسکناسی قرار می دهند و تقدیمش می کنند،  دوستی می گفت دیگر نیازی به استتار پول زیر گواهینامه نیست، اصلاً نیازی به ارائه گواهینامه نیست، گاهی یک اسکناس پنج هزار تومانی کار همه مدارک را می کند! ( البته دوستی می گفت که تو زندانی بوده ای و نرخ دستت نیست!) وااسلاما راه نیاندازید، بروید فیلم "24" را ببینید، نظام استوار عیب هایش را مخفی نمی کند، در همه جای دنیا و در همه اصناف، خلافکار وجود دارد، کتمان آن، حماقت ما و موجب امنیت و تجری خلافکاران است، اگر نگوییم، نه تنها خلاف کم نمی شود که افزون می گردد.  از نقد نخست که متوجه همه فیلم های ایرانی است و آن " عصمت پلیس و بسیج و سپاه و اطلاعات می باشد" بگذریم. باید بپذیریم که "اسمال تیغ زنِ" محله جمشید نیز در کمیتۀ بعد از انقلاب به نهی از منکر مشغول بود و در قوه قضاییه نیز به رده بالای مسئولین قضایی نزدیک و جنایاتی مرتکب شد. اگر در فیلم سازی ها واقع گرا بودیم، و مفاسد نیرو را نیز به تصویر می کشیدیم، خلافکاران نیرو هم حساب کار خود را می  کردند و دیگر کسی نمی توانست رشوه دهد.

مگر نه این که در دیدار رهبری با اصحاب سینما، کارگردانی می گوید که ما جرأت نداریم در فیلم یک قاضی بد داشته باشیم،مبادا با احضاریه ای از ما قدردانی شود!  مگر دادگاه انتظامی قضات نداریم؟ مگر قاضی بد نداریم؟ ما باید بتوانیم در همه اصناف متخلفین را معرفی کنیم و شیوه های تخلف در همه گروهها را به مردم هشدار دهیم.

در صحنه های متعدد، حاجی می خواهد چیزی بگوید، مکث می کند و حرفش را می خورد و بعد با ترجمه حرف به زبان کلانتری، چیز دیگری می گوید، مثلاً می خواهد بگوید: " کک به تنبانم انداختی" می گوید: " ککش را به ..."  مکثی می کند و حرفش را می خورد و بعد از خودسانسوری و ترجمه به زبان کلانتری می گوید:" ککش را به آستینم انداختی! "  با این روش کارگردان به زیباترین وجه خود سانسوری را به تصویر کشیده است، او بارها و بارها به مخاطب می گوید که نمی توانم آزادانه سخن بگویم و ناچار به خود سانسوری هستم!

در صحنه های برخورد با دختران و پسران، بسیار زیبا رفتار دوگانه گشت ارشاد را نقد کرده است، آنجا که حاجی تظاهر به دین می کند و از دیدن سیما و شنیدن صدای دخترک پرهیز می کند، اما لحظه ای بعد انگار که یک بادی اسکن یا دگزا اسکن بعمل آورده باشد و جیک و پیک دخترک را بیان می کند، از روسری چند گرمی تا شراره های آتش زلف که از روسری بیرون زده است، از آرایش و مانتوی اندامی و شلوار کوتاه و جوراب و کفش دخترک ایراد می گیرد، و برای هر یک جریمه ای نقدی تعیین می کند، انگار تا "هم فیها خالدون" را دیده است، سایز کفش و شلوار ومانتو و ... دخترک را می داند، قد ودور سینه و کمر و ران و باسن را اندازه گرفته است ! راستش من از این حاجی ها زیاد دیده ام، سایز همه دستشان است و چشمشان درویش! نمی دانم کی و کجا فرصت کرده اند که ضعیفه را اسکن کنند! جمعیت در سینما به این جملات می خندیدند و من دلم خون بود که هزار بار بدتر از اینها،قربانی این جنایاتند.

من هم نیروهای عزیز نظامی و انتظامی را ارج می نهم و برخورد با متخلف را دفاع از اینها می دانم. باید کاری کنیم که این عزیزان زحمتکش از متخلفین شناخته شوند و با کتمان متخلف و انکار تخلف، امور اصلاح نمی شود.

اما انتهای فیلم؛ کارگردان دچاری هندی زدگی می شود و می خواهد فیلم را هندی تمام کند و خستگی برتن بیننده می ماند، ایکاش سکانس آخر را حذف کند و این سه را در خون خود غلطیده رها کرده و به تیتراژ پایانی بپردازد!  والسلام

مهدی خزعلی

21/1/1391

افزودن نظر


Joomlart