يكشنبه, 06 فروردين 1396

پنجمین بازداشت مهدی خزعلی/ بی عدالتی در حیاط عدالتخانه

نامه الکترونیک چاپ PDF

بدنبال انتشار”جنتی نامه” و انسداد وبسایت مهدی خزعلی، این فعال سیاسی با ضرب و شتم بازداشت و برای پنجمین بار راهی اوین شد.

به گزارش رسیده به کلمه،  ظهر دوشنبه در حالی که ماموران برای بازداشت وی کمین کرده بودند با شدت عمل و خشونت این چشم پزشک منتقد را بار دیگر بازداشت کردند.

فرزند آیت الله خزعلی پیش از این احضاریه ای برای حضور در شعبه نهم دادسرای انقلاب دریافت کرده بود، اما پیش از برگزاری این جلسه ماموران با کمین خیابانی وی را دستگیر و در محل زندان تفهیم اتهام شد.

مورد اتهام وی انتشار نوشته ای در وبلاگ شخصی مهدی خزعلی به نام جنتی نامه است. او نوشته بود: “کودک درون جنتی به علت کهولت سن درگذشت …!

وی پیش از این نیز خطاب به جنتی نوشته بود: نمی دانم، چرا جنتی  نمی خواهد پیام زیبا و ظریف نکته پردازان و طنازان را بشنود، شاید خود را به خواب زده باشد، شاید گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن ندارد، شاید کهولت سن و ثقل سامعه و ضعف بصر او را کر و کور کرده؟ یا حب جاه و مقام و مال و منال و مکنت و حشمت و ریاست او کر و کور کرده است، نکند مصداق صم بکم عمی فهم لایعقلون شده باشد!

مهدی خزعلی پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری بارها بازداشت و راهی زندان شده است. تیرماه سالجاری نیز وی با ضرب و شتم و آسیب دیدگی از ناحیه گردن بازداشت و پس از یک ماه اعتصاب غذا به قید وثیقه آزاد شد.

وی چندی پیش در نامه ای به آقای خامنه ای با انتقاد از شرایط جاری پیشنهاد کرد مختارید پاسخ مرا حضوری دهید یا برای پنجمین بار راهی سلول انفرادی ام نمایید.

مهدی خزعلی محقق، پزشک و وبلاگ نویس منتقد در نامه ای خطاب به رهبری با اشاره به شهید رجایی و جلسه هایی که برگزار می کرد تا نقد شود و هر کس می خواد بر وی خرده بگیرد، پیشنهاد کرد: یک معاونت “نِق” یا “نقد” تشکیل دهید، نقادی بی پروا و جسور بر آن بگمارید که مخالف شما باشد، به او اجازه دهید تا بدون رعایت آداب و بدون لکنت کلام، نقد های جامعه را برایتان بگوید.

این فعال سیاسی همچنین تذکر داده بود: می دانم، کسی زیر بار این مسئولیت نمی رود، شاید خیلی زود، زبان سرخ سر سبزش را به باد دهد، اینجانب آماده ام تا بدون تعظیم و تکریم و کرنش، بدون خضوع و خشوع و رکوع و سجود، بدون عظمی و معظم، نق و نقدهای جامعه را جمع کنم و هفته ای یکبار با زبانی تند و تیز و برنده به عرض برسانم.

ابوالقاسم خزعلی پیش از این از دیدگاه های فرزندش اعلام برائت کرده بود.

فرزند این فعال سیاسی ساعتی پیش با تشریح این دستگیری در صفحه فیس بوک خود نوشت: “امروز صبح زمانی که از امتحان برگشتم، از دفتر تماس گرفتند که پدر در کارگر شمالی سر کوچه عبدی نژاد دچار سانحه شده است که من خود را فورا به محل رساندم و پدر را دیدم که در داخل ماشین نشسته بود و دو نفر در دو طرفش. پس از پرس و جو متوجه شدم که پدر در حال گذر کردن با موتور بودند که یکی از ماشین های وزارت اطلاعات که در سر کوچه کمین کرده بوده به محض رسیدن پدر در را باز کرده و پدر را نقش بر زمین کرده است و سپس ۴ ماشین وزارت اطلاعات همراه با مامورین پدر را بازداشت نمودند.پدر از ناحیه ی دست راست و دندان دچار شکستگی شده بودند و زانویشان زخم شده بود. بعد مامورین پدر را به دادستانی نزد همان بازپرسی (منصوری) که حکم جلب ایشان را داده بود بردند. ما خود را به دادستانی رساندیم که پدر در جلسه تفهیم اتهام بودند با همان وضع شکستگی و خونریزی. بعد از جلسه برای پدر حکم بازداشت موقت صادر شد و پدر در هنگام خروج از بازپرسی با صدای بلند گفتند که: اعتصاب غذا میکنم تا شهادت و لب به غذای اینان نمیزنم بعد پدر را به حیاط دادستانی بردند تا سوار ماشین شود زمانی که من رسیدم به حیاط دیدم پدر در ماشین وزارت هستند در حالی که چهار نفر اسکورت داشتند یکی از آنها که در کنار پدر نشسته بود با یک دستش دست شکسته ی پدر را فشار میداد و با دست دیگرش جلوی دهان پدر را گرفته بود که پدر فریاد میزد و من هم فریاد زدم چه میکنید که سریع سوار ماشین شدند و رفتند، این حیاط عدالت خانه ی ماست.

ادمین سایت

افزودن نظر


Joomlart