چهارشنبه, 09 فروردين 1396

آزادی بیان اظهارات پناهیان و پاسخ دکتر خزعلی

نامه الکترونیک چاپ PDF

  • · اظهارات حجة الاسلام پناهیان:
  • · پناهیان: آزادی بیان یک "مرام صهیونیستی" وبه نفع دشمنان بشریت است !
  • «در قران سخنی از آزادی نیامده است»
  • «کلمه آزادی بیان به جای اینکه یک کلام مقدس بشود، می‌شود یک مرام صهیونیستی»
  • آزادی بیان را «امید استکبار» دانسته و با «منشا اختلافات» ارزیابی کردن آن افزوده است: «امید استکبار برای اینکه بتواند یک جامعه را به نزاع و اختلاف بکشاند، ارزش محوری دادن به همین آزادی بیان است.
  • این روحانی حکومتی در ادامه با بی فایده دانستن موضوع "آزادی بیان" از طرفداران آن پرسیده است: «قرار است با مفهوم آزادی بیان و تحقق آن در جامعه به چه نتایجی برسیم؟ چه فوائدی برای آزادی بیان وجود دارد؟ هر فائده‌ای را که می‌خواهید برای آن در نظر بگیرید. حالا باید این سوال بسیار اساسی را پرسید، آیا نمی‌توان با مفهومی غیر از آزادی بیان به آن فوائد دست پیدا کرد؟ حتی به گونه‌ای که آن فواید، بهتر بیشتر و عمیق‌تر شود و از آسیب‌های کمتری هم برخوردار باشد؟»
  • «خدا کاری کرده است که حرف حق حتماً رد و بدل بشود و دستور داده که کسی که حرف حق می‌زند، از غیر خدا نترسد. ولی در آزادی بیان، حرف بد هم رد و بدل می‌شود. حالا اگر دقت کنید، می‌بینید وقتی ملاک ارزش، «آزادی بیان» باشد بیشتر حرف «بد» رد و بدل می‌شود، یا آنجا که «شجاعت در بیان سخن حق» ارزش محوری می‌شود، حرف بد و ناصحیح مطرح می‌شود؟ پس آزادی بیان بیش از فایده، ضرر خواهد داشت؟ آیا در شرایطی که آزادی بیان ارزش محوری باشد، بازی همیشه به نفع فریب‌کارها و دروغ‌گوها تمام نمی‌شود؟ در حالی که اگر ارزش محوری با مفهوم شجاعت در بیان حق باشد، فریب‌کاری‌ها و دروغ‌گویی‌ها راحت تر قابل کنترل است»
  • «در فضایی که فقط آزادی بیان تبلیغ شود این فضا معمولاً به نفع دشمنان بشریت تمام می‌شود»

................... پاسخ دکتر مهدی خزعلی:

بسم الله الرحمن الرحیم

فرمایشات عجیب آقای پناهیان خود حجتی است بر حقانیت ما و خط بطلانی بر اندیشه باطل جناح حاکم است!  نیازی به پاسخ ندارد، من بر این باورم که هر چه ما می خواستیم در بطلان این تفکر بگوییم، او اقرار کرده است، او با صدای بلند " آزادی بیان" را نفی کرده است! خدا امثال اینها را زیاد کند( کثر الله امثالهم) و به آنها تریبون دهد تا درونشان را برملا کنند!

جناب حجة الاسلام؛ اگر به دنبال لفظ آزادی در قرآن می گردید و برای نفی آزادی به فقد این کلمه در قرآن استناد می کنید، فرق شما ما منکران مهدویت و ولایت چیست؟ آنها هم با هزار دلیل می گویند: " مگر می شود مسئله به این مهمی را خداوند حکیم مسکوت گذاشته باشد؟! " یا " چگونه است که خداوند برای شرایط ذبح حیوان و طهارت مخرج بول و غائط و شستشوی دست و صورت و مسح سر و پا، آیه دارد، برای اکمال دین و اتمام نعمت و شرط ابلاغ رسالت، به صراحت سخن نمی گوید؟!"

متاسفم برایتان که چون جاهلان برای بستن دهان عالمان به هر شیوه ای متمسک می شوید، حتی به دوختن دهان فرخی!

عزیز دل برادر؛ برای بستن دهان به عدد انفس راه و طریقه است، دهان آزادگان را می دوزند و قلمشان را می شکنند و بر چارپایان  پوزه بند زنند، سرشان در آخور فرو می کنند و ته شان آلوده فرمایند، تا این جماعت سردر آخوریان دم نزنند!  اما این روش تحمیق و تحریف شما نابخردانه و احمقانه است، این جفای به دین و موجب رسوایی است!

حرف دلتان را از زبان خود بیان فرمایید  و از دین خرج نکنید، اسلام دین آزادی و قرآن کتاب حریت است، اسلام با " لا اله الا الله" آغاز می شود که انسان را از قید همه خدایان دروغین زر و زور و تزویر رهایی می بخشد. آزادی موهبتی الهی است و امیر مومنان فرمود: " لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا" " بنده غیر نباش که خدای تو را آزاد آفرید"

با " لا اکراه فی الدین " و " اما شاکراً و اماً کفوراً " انسان را در اختیار راه آزاد می گذارد و او خود راه حق و باطل، خوب و بد، صواب و خطا، درست و غلط، رشد و غی، هدایت و ضلالت، دوستی و دشمنی و در یک کلام ایمان و کفر را برمی گزیند!

حق - جل و علا- از طریق انبیاء ابلاغ پیام می نماید، و بربندگانی بشارت می دهد که همه اقوال را می شنوند و پس آنگاه بهترین را برمی گزیند، " فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه" آیا این آیه حجت بالغه ای بر آزادی بیان نیست ؟ چگونه می خواهید قضاوت کنید و بهترین را برگزینید، در حالی که اجازه سخن به دیگران نداده اید و سخن ها را نشنیده اید!

می گویید:" خدا کاری کرده که حرف حق رد و بدل شود! " پس این همه سخن باطل از چیست؟ شیطان چرا از منظرین شد " انک من المنظرین"، در حالی که به عزت و جلال خدا سوگند خورده بود که همه را گمراه کند! " فبعزتک لاغوینهم اجمعین"چرا دروغ بر خدا می بندید، حق تعالی اجازه داده است که همه سخن بگویند و حتی ابلیس را عمری تا قیام قیامت عطا فرمود تا به اغوا گری بپردازد و مردم را اختیار داد تا بهترین قول را برگزینند، باشد که مومن و کافر، صالح و طالح، مظلوم و ظالم ، حق و باطل، از هم تمیز و شناخته شوند.

اگر خدا فقط اجازه به سخن حق می داد که حرجی نبود و ما نیز در صف ملائک بودیم، این که ملائک بر آدم سجده می کنند، همین اختیار و انتخاب دشوار، راه بسیار سخت و صعب است، مرد راه می خواهد که این همه عمامه بسر با هزار طریقه و سلیقه  را از هم بازشناسد، تا بداند کدام دعوت به حق و کدام دعوت به باطل می کنند، از این همه یکی میرزای شیرازی می شود، یکی مدرس می شود، یکی خمینی می شود و هزار هزار آخوند درباری چنین سخن می گویند!  چه بسیاردیو سیرتِ فرشته رو و چه بسیار گرگان لباس میش بر سر راهند! در این هزار توی عمامه هزار هزار پیچ و خم است و مرد راه می خواهد و بصیرت علوی که دیو و دد را از فرشته و انسان بشناسد.

آزادی بیان شرط تعالی انسان است، خداوند بزرگترین دشمن انسان را تا قیام قیامت مهلت داد تا انسان را بفریبد، گمان نمی کنم تو از خدای مهربان دلسوز تر و حکیم تر باشی! باید همه اقوال حتی شیطانی ترین آنها بیان شوند و ما پاسخ دهیم، انسانها باید در این شرایط دشوار انتخاب کنند، باید هزار جهد کرد تا سیمرغ قاف ما پیدا شود، در این مسیر نه هر مرغی تواند که پر گشاید!

ختم کلام؛ آزادی اندیشه و بیان یک فرض الهی است و محدود کردن آن طریق مستکبران و مستبدان و دیکتاتورهاست. هیچ بهانه  ای برای تحدید آزادی بیان پذیرفته نیست،

محدودیت های قانونی که مانع جرم می شود نیز در راستای آزادی است، همگان برای حفظ آزادی قوانینی وضع می کنند که کسانی از آزادی برای تهدید آزادی دیگری سوء استفاده نکنند. کسانی به نام آزادی به حریم آزادی دیگران تعرض نکنند، اگر چراغ قرمز سر چهارراه می گذارند،  برای این است که فرصت راه دیگران را نگیرید، امثال پناهیان، چراغ چهارراه را برای خود همیشه سبز و برای طرف مقابل همیشه قرمز می خواهند، اما ما می خواهیم به نوبت چراغ سبز و قرمز شود، ما مانع سخن امثال او نخواهیم شد، بگذار شجونی ها و شریعتمداری ها و احمدی نژاد ها و رسایی ها هر چه بیشتر سخن بگویند، در حکومت آینده ما – که دیر نیست – از رسانه ملی، به شما هم سهمی می دهیم که خود را بیش از پیش رسوا کنید!  اما شما چه؟ آیا حاضرید اجازه دهید صدای ما به مردم برسد؟

این مختصر برای آقای پناهیان نوشتم، اما بحث " آزادی" را مفصل پی می گیریم.

مهدی خزعلی

1390/10/6

 

 

افزودن نظر


Joomlart