چهارشنبه, 06 ارديبهشت 1396

شرط ورود به انتخابات: «اعتقاد به تقدّس رهبری»

نامه الکترونیک چاپ PDF

می گویند: چرا تا زنده بود مهدوی کنی را نقد نکردی و حالا که دستش از دنیا کوتاه است نقدش می کنی؟!

ناگزیر چند پست از دهها نقد او را باز انتشار می دهم!

من به خاطر انتقاد از مهدوی کنی حبس کشیده ام، به انفرادی رفته ام و اعتصاب غذا کرده ام!


اما جنازه او هم دست از سر من بر نمی دارد و همین امروز باز می خواستند مرا بازداشت و راهی سلول نمایند!


................................................................ مقاله 1393/9/15

آیت الله مهدوی کنی، رییس مجلس خبرگان، «اعتقاد به تقدس رهبری» را شرط ورود به انتخابات اعلام کرد. وی گفت: «رهبری و ولایت در نظام ما تقدّسی دارد که افرادی که می‌خواهند به میدان بیایند، باید آن را قبول داشته باشند و تنها اعتقاد به اینکه ایشان حاکم هستند و رئیس و رهبر، کافی نیست».

آیت الله مهدوی کنی در پاسخ به پرسش‌های ماهنامه “پاسدار اسلام” که در خبرگزاری فارس نیز منتشر شده است افزود که میرحسین موسوی از اول هم به تقدس رهبری اعتقاد نداشت. وی گفت «من آقای میرحسین را از نظر اقتصادی یک آدم سوسیالیست می‌دانم؛ ایشان به آقای خامنه‌ای اعتقاد ولایی ندارد. ولایت آقای خامنه‌ای مثل ولایت بوش و مائوتسه تونگ نیست. مردم آنجا هم آنها را رهبر می‌دانند، ولی ما آقای خامنه‌ای را به معنای عام و آنچه که در دنیا مرسوم است، رهبر نمی‌دانیم، بلکه می‌گوییم ایشان نائب امام زمان«عج» است و نوعی تقدس برای این جایگاه قائلیم. این تقدس، در نظام ما کارساز است و آقای میرحسین به این اعتقاد ندارد».

وی درباره اختلافات میان اصولگرایان، از عدم توجه آنها به سخنان خود گلایه کرد و گفت: « به آنها گفتم که شما می‌خواهید مرا مثل بودا کنید؛ بودا یک مجسمه است و بودائی‌ها می‌روند و پایش را می‌بوسند و از این کارها، ولی حرفش را گوش نمی‌کنند. شما هم می‌گویید آیت‌الله مهدوی‌کنی را قبول داریم، آدم خوبی است، ولی به حرفش گوش نمی‌دهیم. آیت‌الله مهدوی بودایی به درد نمی‌خورد. اگر قبول دارید که مهدوی آیت‌الله است و آدم خوبی هم هست، حرفش را بپذیرید».

رییس مجلس خبرگان، شرط رهبری برای مشارکت اصلاح طلبان در انتخابات را «اقرار به اشتباه» دانست و به نقل از آیت الله خامنه ای گفت: « ایشان گفتند اگر اصلاح طلبان آمدند و اقرار به اشتباه کردند، مسئله‌ای نیست، ولی نه اینکه بگویند ما می‌خواهیم بیاییم در انتخابات و از نان پخته شده استفاده کنیم. بیایند و بگویند ما در برهه‌ای اشتباه کردیم و حالا هم فهمیده‌ایم و دیگر نمی‌خواهیم آن اشتباهات را تکرار کنیم.»  میهن - مجید سعادت

...................................................................................................................................................................

پاسخ:

جناب آقای مهدوی کنی؛ من بر این باورم آنچه نظام را بر باد خواهد داد، همین تقدس سازی و حریم قدسی و هاله نور و خرافات و معجزات است، ائمه معصومین و رسول الله که برگزیده خدا و متصل به وحی بودند، چنین هاله تقدسی دور خود نکشیدند! و با صدای بلند فرمود: " ان بشرٌ مثلکم" " من بشری چون شما هستم"

با اسلام و انقلاب و ایران عزیز بازی نکنید، می دانم نگران چه هستید، شما دغدغه دانشگاه امام صادق و برج کذا و مجتمع تجاری نور و کارخانجات نساجی  و پوشاک جامعه را دارید، نگران آینده ای هستید که همه را از شما بستانند و فرزند دلبندتان را با ... بیرون اندازند، اما این حرف ها افاقه نمی کند، من پیمان می سپارم که اینکار را بکنم، من بیت المال را از کابین زنانتان به جای خود باز خواهم گرداند!  با این تملق ها راه به جایی نمی برید!  اول برای رهبری تقدس می سازید تا از تتمه این حنا رنگی هم به ریش خود زنید! البته خیلی زود دست خود را رو کرده اید و در همین مصاحبه خواسته اید از شما بت بسازند، بتی بالاتر از بودا، به بودا هم راضی نیستید، فرموده اید: «مهدوی آیت‌الله است و آدم خوبی هم هست، حرفش را بپذیرید».

غافل از این که بودا یک مصلح بود، او از همه چیز خود برای مردم گذشت، او هرگز خود را مقدس و آیت الله نخواند! اینک مردم از او پیکره می تراشند و مقدس می شمارند، نه چون شما که برای خود از همه چیز مردم گذشتید! فراموش نکنید که بودا یک مصلح است و بودایی نیز خدا را می پرستد، مجسمه بودا نماد تابعیت از رهنمودهای اوست، آنرا تقرباً و زلفاً الی الله در معابد خود می گذارند! او را نمی پرستند و او را موثر در خلقت نمی دانند، باور بفرمایید، اگر داشتن تصویر بودا ( دو بعدی و سه بعدی) بت پرستی است، بخدا شما بت پرست ترید! آنها حب بودا را در دل دارند و از او نمی هراسند، شما فقط از بت تان می ترسید، نگرانید که اگر روزی عکس بتتان را در خانه نداشته باشید، همه چیزتان را از دست بدهید، شما واقعاً به بت تان وابسته اید، اگر از بت خود جدا شوید، حق حیات  ندارید! رد صلاحیت می شوید، چون من کار و کسب تان را می ستانند! نشریه و کتابتان را تعطیل می کنند، درستان را می بندند!

اما  ما خدایی داریم، زیبا و مهربان، هر روز او را نافرمانی می کنیم و رزق مان را نمی برد! باز هم برای ما خدایی می کند و رحمتش بی انتهایش را از ما دریغ نمی کند!

برای ما محمد حسین فهمیده مقدس است، برای ما همت و باکری مقدس است، برای ما شهدا و اسرای دربند مقدسند! برای ما هر کس که از خود بگذرد مقدس است، نه رئیس و سلطان و حاکم و کدخدا! مقدس ما خودش را فدای خدا و خلق خدا می کند و از مردم چیزی نمی خواهد، مقدس ما مستغنی است، طمع تعظیم و تکریم و تجلیل ندارد! مقدس ما، مقدس است!

در آخر باید بگویم، من با بودائیان بوده ام، بیش از  اعتقاد شما به پیامبر (ص)، به بودا اعتقاد دارند، ای کاش شما به قدر یک روستایی، یا یک راننده بودایی، به باورهایتان یقین داشتید!

یعنی شما به آخرت باور دارید و چنین می کنید؟ یعنی موت و نشر و بعث و معاد و حساب و کتاب را حق می دانید و چنین می کنید؟ حاشا و کلا !  هر کس به رفتار شما حاکمان نظر کند، خواهد گفت که فلانی قاطع به عدم است!

بگذریم، نمی خواستم به حریم قدسی و هاله نور شما تعرض کنم،  اما نتوانستم تحمل نمایم، راستش اینکه دور شما و لاریجانی ها و غیره و ذلک را خط کشیدم، برای عافیت طلبی بود، گفتم چند صباحی بیشتر نزد خانواده بمانم! اعتراف می کنم،  گرمای بستر مرا گرفت! من هم عافیت طلب شدم، خودم را توجیه کردم که زن و بچه چه گناهی دارند؟ یا این که: این مردم لیاقت از خودگذشتگی را ندارند، آن شبهایی که در سرمای سخت سلول انفرادی می لرزی، برخی از این مردمان که به به و چه چه می کنند در دیسکو و بارها لرزانند، آن روزها که چشم به پنجره انفرادی داری، شاید اجازه یک تلفن دهند تا خانواده را از نگرانی درآوری، برخی دیگر در این فکرند که چگونه سر خانواده ات کلاه بگذارند! و دولا و پهنا حساب کنند!  پس نیمه پنهان شما رامسکوت گذاشتم و تخم شتر مرغ را شکستم ! دیدم آخرش این پدرخوانده و شترمرغ کار دستم خواهند داد!

حالا هم بنا دارم کمی دست به عصا راه روم، بلکه روزهای خوش آتی را ببینم! اگر بگذارید !

مهدی خزعلی

1390/9/15

افزودن نظر


Joomlart