شنبه, 25 آذر 1396

عملیات بالستیک بسیج علیه کاخ سفید!

نامه الکترونیک چاپ PDF

می خواستم در هفته بسیج، چیزی بنویسم، این دادگاه بازی فرصت برایم نگذاشته بود، تا این که مصاحبه سردار بسیجی در سیمای ضرغامی که می گفت اگر ما به آمریکا حمله کنیم، نابود می شود!  مرا به یاد خاطره ای از قلاجه انداخت، به خواندنش می ارزد:

شبهای قلاجه حال و هوایی داشت، بعد از نماز آتشی به پا می کردیم و دور آتش گپ می زدیم، یک چای جوشیدۀ پررنگ هم در کتری دود گرفته گردان درست می کردیم.

یادش بخیر؛ شهید محمد موافق، یک شب با آب تاب از سناریوی " عملیات بالستیک بسیج " علیه کاخ سفید سخن می گفت، می خواست یک تیزر تلویزیونی تهیه کند (طنز)

می گفت دوربین کلوزآپ یک پارو را در آب نشان می دهد که در رفت و آمد است، کمی بعد دوربین عقب می رود و دستان یک بسیجی را نشان می دهد که در حال پارو زدن است، باز هم زاویه بازتر می شود، آرام آرام یک بسیجی که روی یک لاستیک تیوپ نشسته و پیشانی بندی سبز ( ببخشید مال آن زمان بود، حالا  قرمز ببندید)  بسته و چهره ای آفتاب سوخته و خسته که حکایت از هزاران کیلومتر پاروزنی دارد، به تصویر کشیده می شود، هر چند بسیجی ما خسته است، اما در عمق نگاهش عزمی راسخ نهفته است!

باز هم دوربین عقب تر می رود و زاویه بازتر و بازتر می شود، یک بسیجی در سمت راست او پیدا می شود که چون او پارو می زند و بعد سه بسیجی، چهار بسیجی، ده بسیجی، یک گردان بسیجی، یک لشگر بسیجی، یک سپاه بسیجی و یک اقیانوس بسیجی لاستیک سوارِ پارو زن!

اینجا کجاست، سواحل آمریکا، بسیجی ها با شوق و حرارت پا به ساحل آمریکا می گذارند، شتابان یکراست به سراغ کاخ سفید می روند و در اطراف کاخ بساط آتش و کتری چای برپا می شود، کمی بعد باز کلوزآپ یک کتری دود گرفته ! دوربین آرام آرام عقب می آید، یک اجاق آتش، یک حلقه بسیجی خسته منتظر چای، کمی عقب تر، دو حلقه آتش ، سه حلقه آتش، دهها حلقه آتش و صدها حلقه آتش! که دودی بپا کرده اند، دوربین کمی عقب تر می آید، آه چه می بینم، این کاخ سفید است که دیگر  سیاه شده است!

این هم عملیات بالستیک یا با لاستیک بسیج علیه کاخ سفید!

یادش بخیر، خدایش رحمت کند، برای برادر شهید محمد موافق فاتحه ای هدیه کنید.

مهدی خزعلی

1390/9/8

افزودن نظر


Joomlart