دوشنبه, 08 خرداد 1396

تحلیل انفجار ملارد !

نامه الکترونیک چاپ PDF

دوستان مکرر پیام داده اند که راجع به انفجار ملارد بنویسم، راستش فعلاً ماجرا آن سوی خط قرمز است، معذورم بدارید !

اما در ولایت ما یک کوچولوی جغله با یک غول بی شاخ و دم دعوایشان شده بود،  کوچولوی جغله داد و بیداد می کرد و خط و نشان می کشید،  غول بی شاخ و دم آرام ایستاده بود و تماشایش می کرد، بعد انگشت نشانه خویش به سوی او گرفت و گفت: " جغله؛ برو پی کارت، وگرنه آن چنان می زنم که ندانی از کجا خوردی! نتوانی بگویی از که خوردی! و جایی می زنم که نتوانی نشان دهی به کسی! "

آن جغله، کمی به حرف های غول بی شاخ و دم فکر کرد و سرش را انداخت پایین و رفت پی کارش، هنوز هم جغله ما سر و مر و گنده است، اگر آن روز عقل به خرج نمی داد، الان مرغ پر کنده بود!

1390/8/24    مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart