سه شنبه, 03 مرداد 1396

برف و شیره !

نامه الکترونیک چاپ PDF

برف و شیره !

از کرامات شیخ ما این است          شیره را خورد و گفت شیرین است

شیخ ما یک کرامات دیگرم دارد        برف را دید و گفت: " می بارد! "

برف همان برف است، همان برفی که شیخ ما دید و گفت می بارد! اما شیره  داریم تا شیره، این شیره همان است که شیخ ما خورد و گفت شیرین است، با آن شیره که اُسِّ اساس فضانوردی است تفاوت ماهوی دارد، آن شیره بعضی ها را بالا می برد! و در اوج قدرت دیگر خدا را بنده نیستند و ستاره ها راجابجا می کنند! تخیلات و توهمات فضایی آنها را می گیرد و به تعبیر امروزی، "جوگیر" می شوند و اهل آسمان را به بازی نمی گیرند تا چه رسد به ما زمینی ها!

بگذریم و وارد معقولات نشویم، برگردیم بین همین زمینی ها و آسمانی ها را به حال خود بگذاریم!

این شیره همان شیره خرما یا انگور است، که زمستان با پالوده الهی که از آسمان فرو می ریزد، مائده آسمانی بچه های زمینی است، به کوهستان رفته بودیم، برفی خشک و نرم، مرا به یاد دوران کودکی انداخت، دیدم خاطره خوش آن دوران را باید برای بچه ها احیاء کنم، پس مراسم رسمی برف و شیره در جمع خانواده برقرار شد، جای شما خالی برای من خاطره انگیز و برای بچه ها بیاد ماندنی بود، شما هم امتحان کنید، اما زیاده روی نکنید واز گلودرد بترسید!

مهدی خزعلی

1390/8/20

 

افزودن نظر


Joomlart