سه شنبه, 26 دی 1396

تو که چشمهایت بوی باران می دهد

نامه الکترونیک چاپ PDF

سلام ستاره دور دستم
برایت می نویسم
برای تو که در دوردست ترین نقطه اسمانم
برایم می درخشی
.
- از من دوری و بر من نزدیک -
.
برایت می نویسم
تو که چشمهایت بوی باران می دهد
و مرا در واژه واژه قطراتت
غرق احساس کردی
.
برایت می نویسم
برای تو که بر شانه هایت
خیس می گریم
.
بوی فرشته میدهی نازنینم
و من بالهایش را می بوسم گرم
.
به باد سپرده ام
که هر وقت از خانه ات گذر کرد
همه عشق سپرده به قاصدکم را
قربانی نگاه مهربانت کند
.
مرا به چیدن ستاره عادت دادی
همه شیرین من
.
این روزها پیراهن شب را
بر بند روزگارم می آویزم
تا سحر سرک بکشد از دیوارم
و من
در آغوشت بمیرم با عشق
..
باورم کن
خوبیم را همچنین
با تو همراه بهارم
با تو خواهم که ببارم
(باران)‬

................................

آرزو دارم ببارم

آرزو دارم بگریم


آرزو دارم تنت را زیر باران
نرم نرمک با تراوش های اشکم


گرم تر از آتش عشقت، بسوزانم
و با اشکی تورا تا خانه ساقی کشانم


مهدی خزعلی (باران)

1390/7/24

افزودن نظر


Joomlart