شنبه, 29 مهر 1396

صدای قار قار کلاغها می آید و بلبلان خوش الحان و طوطیان شکر شکن در قفس اند!

نامه الکترونیک چاپ PDF

مهدی اقبال صدایی خوش داشت، شاید بخاطر همین صدای دلنشین او به محبس انداخته بودند، مگر نه این است که بلبلان خوش الحان را در قفس می کنند، آیا دیده اید کسی کلاغی را زندانی کند، یادش بخیر؛ شورای نگهبان که بودیم، کلاغ ها سر و صدای عجیبی داشتند، اما کسی با آنها کاری نداشت، طوطی سبز قبایی آمده بود، همه بسیج شدیم تا او را بگیریم و در بندش کنیم و چنین کردیم!

امروز هم صدای قار قار کلاغ ها به گوش می رسد و بلبلان خوش الحان و طوطیان شکر شکن در قفس اند!

آری جرمش خواندن دعای کمیل بود، او قاری دعای کمیل حسینیه دارالزهرا بود، پس حق این بود که بیش از صحابه و خوربک در محبس باشد! او را به هفت سال زندان محکوم کردند!

روز آخر که بنا بود آزاد شوم، برایمان شعری انتخاب کرد و خواند، حال و هوایی خوش داشت!

یادش بخیر؛ بند 350، آنجا خانه دوم ماست، از این که می شنوم به آنجا هم یورش برده اند و همه چیز را به هم ریخته اند، دلم می گیرد!  در انفرادی هستی، خبر می دهند که به خانه ات ریخته و همه چیز را برده اند، بیرونی، خبر می  دهند که به خانه دومت( بند 350) یورش برده و همه چیز را برده اند!  کی تمام می شود، این حماقت ها ؟  آخر برای چه؟ آیا دو روز حکومت دنیا ارزش این همه ظلم دارد؟

بگذریم، مهدی هم برایم خطی نوشت، با هم بخوانیم:

1390/7/3   مهدی خزعلی

..........................................................................

*یادگاری مهدی اقبال در دفتر خاطرات من:

دکتر مهدی خزعلی مردی از تبار دلیران این سرزمین که می توانست در سایه امن و آسایش روز و روزگار را به خوشی بگذراند، اما با تکیه بر رشادت و شجاعت حاصل از ایمان راسخ، راه بی برگشت و دشوار آزادی طلبی و آزادگی را برگزیده.

به قول مرحوم اخوان ثالث در منظومه چاووشی:

بیا ره توشه برداریم           قدم در راه بی برگشت بگذاریم           ببینیم آسمان هرکجا، آیا همین رنگ است؟

درود بر مردان و زنان پاکباخته و دلیر این مرز و بوم کهن

درود بر مهدی خزعلی

مهدی اقبال

تابستان 90

اوین

افزودن نظر


Joomlart