سه شنبه, 03 مرداد 1396

اگر پرسیدند به کجا می روید؟ بگویید به اکس پارتی، حواستان باشد دعای کمیل حبس دارد!

نامه الکترونیک چاپ PDF

اتاق 7 بند 350 اتاق ریش سفید ها بود، چند جوان هم بودند که صفا  و تازگی اتاق از آنها بود، یکی همین محمد اسماعیل صحابه تبریزی بود، بغایت خوش مشرب

و مجلس آرا، از مجالست او خسته نمی شدی،روحیه بسیار بالایی داشت، او را به جرم شرکت در دعای کمیل منزل شهاب طباطبایی گرفته بودند! می گویند

قاضی صلواتی حکم او را غیابی! صادر فرموده است! البته متهم در جلسه دادگاه حضور داشته است و قاضی غایب بوده! این هم شیوه جدید حکم غیابی است که

بدون حضور قاضی رسیدگی  انجام و حکم صادر می شود!  از مزایای طرح دورکاری قضات  است!

قصه قشنگی می گفت، وقتی ون های نیروهای امنیتی خانه شهاب را محاصره و دعا را قطع می  کنند، تازه به "یارب یارب" دوم رسیده بودند، بازجو از محمد حسین خوربک می پرسد:" چطور می شود که ظرف 20 دقیقه به یارب یارب دوم رسید؟!"

به او گفتم: " جوابش  می دادی که ما حاج منصور نداشتیم که بین دعا از خجالت بعضی ها برآید!"

صحابه می گفت: " در طبقۀ دیگر همان مجتمع پارتی برقرار بود، دو دختر که برای پارتی آمده بودند، در برابر پرسش نیروهای امنیتی که آیا برای دعای کمیل آمده

اید؟ از ترس می گویند: " بله! " و چون سر از ون و بازداشت در می آورند، می گویند: " به خدا ما دعای کمیل نمی رفتیم و برای پارتی طبقه دیگر آمده بودیم! " و

صد البته آزاد شدند، چون از ناحیه پارتی خطری آقایان را تهدید نمی کرده است!

طنز ها و لطیفه های اسماعیل، فضای اتاق را شاد می کرد و بوی دستپخت او نیز بی نظیر بود، من در اعتصاب بودم و فقط از بوی غذایش بهره می بردم! او نیز در

دفتر خاطراتم یادگاری نوشت.

90/6/28   مهدی خزعلی

........................................ یادگاری محمد اسماعیل صحابه در دفتر خاطرات من:

به نام حق

افسوس که این مزرعه را آب گرفته است                    دهقان مصیبت زده را خواب گرفته است

 

جناب آقای دکتر مهدی خزعلی

آرزو می کنم هیچوقت شما و دیگر دوستان هم بندی را به بهانه ی بیان اعتقادات و نظرات و مخالفت با هر گونه ظلم و استبداد در حکومت اسلامی، در زندان

ملاقات نکنم.

با آرزویی ایرانی برای همۀ ایرانیان

محمد اسماعیل صحابه تبریزی

22 مرداد 90   اوین

افزودن نظر


Joomlart