چهارشنبه, 09 فروردين 1396

مکتب ایران سفارش سفیر انگلستان!

نامه الکترونیک چاپ PDF

به دیدر حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ موسی فخر روحانی رفتم، او از شاگردان خصوصی پدر من بود، با مرحوم شیخ هادی مروی (داماد ما) قریب 40 سال پیش مکاسب را نزد پدر خوانده بودند،هر چند بعدها پدر در شورای نگهبان صلاحیت ایشان را برای مجلس شورای اسلامی رد کردند! ایشان مدتی مسئولیت سفارت ایران در لبنان را عهده دار بودند و خاطراتی عجیب از آن دوران دارند! که بماند...

مقاله ای نوشته بودند و برای ما خواندند، حیفم آمد مخاطبین سایت از  این مقاله محروم شوند، عنوانش چنین بود " نگاهي به حكومت احمد و محمود" و من تیتر فوق را برای آن برگزیدم! حکایت مبدأ و منشأ " مکتب ایران" است! و پاسخی زیبا از " احمد شاه قاجار"

راستی ملاقات قبل از بازداشت و اعتصاب غذا بود! آن موقع برای خودم « وزنه ای » بودم! ، باعث شرمندگی، دعایش را به جان کلیینیک لاغری اوین می کنم!

مقاله را با هم بخوانیم:

..............................

پس از پيروزي نهضت مشروطه كه افكار عمومي معطوف به عظمت دستاورد نهضت و محدود ساختن قدرت مطلقه سلطنتي بود. چيزي كه پس از امضای پيروزي ملت توسط مظفر الدين شاه،به مرگ فوري پادشاه انجاميد! و متعاقب آن، ابتلا كشور به جنون تماميت خواهي محمد علی شاه - كه با نردبام مشروطه خواهي تا پادشاهي ارتقا يافته بود - اما بعد از اسقرار قدرت در وجود ناقابل او به موجب اصل مسلم «گرايش قدرت به فساد» كار مخالفت از مرز «مرگ بر بنيانگذار تفكيك قوا» تا حد عدم اعتنا به مصوبات مجلس (چيزي كه در شش سال گذشته با ارتجاع صد ساله در حال تجربه همان دوره اييم) و سرانجام به توپ بستن پارلمان بسط يافت و تماميت خواهي او به از دست هشتن همه چيز، حتي آبروي قدرتمند تبهكار و پناهندگي شاه ديكتاتور به سفارتخانه اجنبي كشيده شد. مسائلي بود كه افكار و توجهات  را به خود مشغول مي داشت.

وضعيت حادث زمينه ساز فرصت طلبي كساني شده بود كه به خاطر كسب موقعيت هاي مهم سياسي كشور، مثل پاندول بين سفارتخانه هاي روس و انگلیس از يكسو و شخصيت هاي تاثير گذار داخلي از سوي ديگر براي تصرف مناصب كليدي در نوسان بودند. مجموعه اين اوضاع نامطلوب نه تنها مركزيت سياستگذاري كشور را به سفارتخانه هاي روس و انگليس در تهران انتقال داده بود كه حتي نيمي از كشور(منطقه جنوبي ايران) تحت اشغال نظاميان انگليس و نيمه شمالي زير پاي چكمه پوشان روسي در آمد.

با پيروزي انقلاب ماركسيستي در روسيه و توهمات لنين براي مديريت جهاني، تصميم رهبريت انقلاب بر آن استقرار يافت كه بدواً براي جلب اعتماد كشورهائي كه در عهد تزار روس به اشغال نظامي قزاق هاي روس در آمده بود كينه زدائي معمول دارد و براي تامين مقصود، مصلحت در آن ديد كه حكومت هاي ممالك متصرفي زورمدرانه گذشته را، به فراخوان سربازان روس، ممالك را به خود آن ملتها واگذار نمايد.او معتقد بود با عدالت اجتماعي ناشي از اجراي اصول ماركسيستي و مهرورزي به ملتها زمينه اي پديد مي آيد تا همان ممالك و ديگر كشورهاي جهان با طوع و رغبت طوق بردگي دولت پديد آمده از انقلاب، او را به رهبري خود برگزينند و به چنان حكومتي الحاق شوند

فراخوان سربازان روسي از ايران و سياست متفاوت روسيه در تهران، نفوذ انگليس ها را به سراسر ايران بسط داد

سياست انگليس : جايگزين سازي مكتب ايران به جاي مكتب اسلام

تنها خطري كه انگليس ها در برابر خود مي ديدند، قدرت «مكتب اسلام» بود، كه تا پيش از بلبشوي سنوات اخير،با اعلاميه دو، سه سطري يك عالم بزرگ اسلامي، سنگين ترين توطئه هاي انگلستان عليه ايران به كمك ايمان ديني مردم خنثي مي شد. استعمار انگليس براي امحاء اين قدرت، نماينده اي عميقاً كاركشته را نزد احمدشاه جوان كه ديگر قدرت را از نائب السلطنه گرفته بود و شخصاً به وظايف سلطنتي عامل بود، فرستاد.

گفتگوي خواندني احمدشاه و نماينده انگليس:

نماينده انگليس پس از تعارفات معمول و چاخان هائي كه غالباًبه مذاق مسئولان ايراني شيرين مي آمد،گفت: «پيشينيان اعليحضرت، حرص شديدي براي بهروزي مردم ايران داشتند. به همين لحاظ هميشه آرزو مي كردند كه روزي اين كشور را همطراز ملل راقيه اروپا ببينند، اما در تامين مقدمات دستيابي به آن آرزو، تعلل و تاخير روا داشتند. شايد سن و سال آنها هم مقتضي تامين راهكارهاي ضروري نبود. اما اعليحضرت همايون احمد شاه كه از نيروي جواني و انرژي خاص اين سن و سال  برخوردار هستند، با كمك بي منت دولت فخيمه بريتانياي كبير مي توانند مقدمات اين مهم را به سهولت فراهم كنند و قبل از پا نهادن به سن و سال كهولت ناظر شكوفايي ايران در حد كشورهاي اروپائي باشند. تا نظر اعيحضرت همايوني چه باشد!

احمدشاه: راه و كار و مقدمات مورد نظر دولت فخيمه چيست؟

نماينده انگلستان: خيلي ساده و بي دردسر و البته نيازمند تصميم و اراده ايي جدي! جايگزين كردن مكتب ايران به جاي حاكميت معنوي «مكتب اسلام» دركشور!

اعليحضرت كاملا مستحضر هستند ملل اروپايي تا وقتي تحت نفوذ معنوي مسيحيت و انجيل و پاپ و كشيش و كليسا بودند مثل مردم ايران - از دانش و معرفت كه زمينه ساز رشد و كمال بشري است - كم بهره بودند. كليسا هر فكر نو و كشف جديدي را مغاير مكتب مسيحي تلقي مي كرد. صاحبان فكر و مكتشفين بدبخت را به جاي تشويق و حمايت، دستگير، محاكمه و به اشد مجازات محكوم مي كرد. اگر متفكر و مكتشف حاضر به توبه و انابه مي شد، ممكن بود جان به سلامت ببرد و در غير اين صورت، با قساوت تمام اعدام مي شد.

ترقيات اروپا از زماني كليد خورد كه به دوران مكتب مسيحيت پايان داديم و در خلاء حاصل، مكتب بريتانياي كبير، يا فرانسه يا ايتاليا و غيره، مستقر كرده ايم. البته اين تحول به سادگي و سهولت ميسر نبود. چون طرحی جديد بود و آنها هم با كمك مردم عادی ايستادگی كردند. ولي هر تلاش مذبوحانه ای محكوم به شكست است و دست و پا  زدن هاي كليسائيان هم به زودی پايان يافت.

از آنجايي كه اين فرمول در همه كشورهاي اروپايي به خوبی جواب داده است، در اروپا به يك اصل تبديل شد و بر اين باوريم كه در ايران هم با سابقه تمدن قوی ايرانيان، زودتر از كشورهايي نظير افغانستان و عراق و غيره، به نتيجه مي رسد. البته ما هم كه تجربه اين تحول را در دست داريم به اعليحضرت همايونی در جهت پيشبرد هدف كمك خواهيم كرد و شما را تنها نخواهيم گذاشت، سفارت ما را بخشی از كاخ سلطنتی تان فرض كنيد. كارمندان ما برنامه ريزی هاي اين مهم را به عهده خواهند گرفت.

احمدشاه: اجرای چنين طرحی در ايران به مثابه سم مهلك است، زيرا مكتب مسيحی حاكم بر شما ماهيتاً با اسلام متفاوت است، اسلام دين علم است و اين سخن يك شعار نيست، نخستين سوره ای كه بر پيامبر اسلام نازل شده است، با «اقراء» يعنی  «بخوان»  آغاز می شود، در آيات بعدی همان سوره، از علم و قلم به صورت مكرر سخن رفته است، واژه علم بعد از نام خداوند، بيشترين مورد استعمال را در قرآن به خود مخصوص داشت.

در قرآن ما سوره اي به نام قلم هست و خداوند اسلام، به قلم و آنچه با آن نگاشته شود سوگند ياد كرده است، همه اينها گواه اهتمام اسلام به علم است، متون روايی ما كه سخنان پيامبر(ص) و پيشوايان دينی را ضبط كرده اند، مجلدات اوليه را به رهنمودهای تشويق علم مخصوص داشتند، اسلام كه به دين سادات شهره است، همه امتيازات قومی، قبيله ای، عشيره ای و نژادی را احمقانه توصيف كرده است، در پاسخ به غريزه امتيازخواهي بشری تحصيل علم و قانون گرايی (تقوي)را مقرر فرموده است، مكتبي كه مي گويد «آيا دانايان و دانشمندان با نادانان و جاهلان برابرند؟!»  اسلام را نمي توان با ديانتی تحريف شده قياس كرد. از سوي ديگر نقش ايرانيان در افروختن مشعل علم و گسترش فروغ آن در جامعه بشری از همه مسلمانان فزونتر است و اگر روزگاري تاريخ علم با قلم انصاف نگاشته شود،ثابت خواهد شد كه تمدن اروپای امروز بر شالوده هاي دانش مسلمانان، به خصوص ايرانيان استوار است، عليهذا اگر جايگزينی مكتب ايران به جاي مكتب اسلام به خاطر دست يابي به علم و معرفت باشد، نتيجه عكس خواهد داد و اگر روزی زمامدار ابلهی حامی چنين نسخه انگليسی گردد، نه تنها به ملت خيانت روا داشته است و همه افتخارات علمی ايرانيان را به دست فراموشی سپرده است كه بايد بشريت عزای عمومی اعلام كند، زيرا به تعبيری، ايران خاستگاه علم بشري است...

نماينده سياسي انگلستان كه بكلي قافيه را باخته بود و با خود مي انديشيد كه شايد واعظی دانشمند را با زمامداری كه احمق تصور مي كرد اشتباه گرفته است، براي آنكه آخرين تلاش ممكن را كرده باشد،ادامه داد:

اعليحضرتا؛ شايد ابهت حضور ملوكانه مانع تبيين و تشريح مقصود شده باشد، بايد بگويم: استحضار دارند تمدن زيبای اروپائی با كارو تلاش زن و مرد اروپائی كه دوش به دوش همديگر با احساس تعهد به جامعه و كشور كوشيده اند، شكل گرفت. در ايران بيش از نيمي از جمعيت به علت مخالفت علمای اسلام با كار و تلاش زنان در خارج از خانه ها عملا معطل اند و مكتب اسلام اجازه نقش آفرينی به زنان ايرانی را نمي دهد.حذف مكتب اسلام يعنی حذف نفوذ معنوی يك مانع بزرگ و كشف حجاب زنان يعنی، افزودن نيروی كار نيمی كه معطل اند بر نيمه فعال جامعه، آن وقت مي بينيد چه وضعيتی پديد خواهد آمد. همه در حال كار و تلاش و سازندگي كشور...

احمد شاه: عقب ماندگی كشور ما نسبت به اروپا بيش از هر چيز معلول دخالت های خارجی است كه مستقيم و غالباً از طريق ايادی خود اعمال كرده اند، اين عقب ماندگی را نبايد به حساب معطل ماندن نيروی كار زنان ما دانست، ضمن آنكه حصر مفهوم كار در معانی بيل زدن، كلنگ زدن، شخم زدن و امور عمرانی يا زراعی، جفا به اين كلمه است. زنان مسلمان كه در محيط خانه به پرورش شخصيتهایی مثل بو علی سينا، محمد بن ذكريا رازی، جابر بن حيان و هزاران چهره برجسته علمی كه معلمان بزرگ ديروز دانشمندان غرب به شمارند پرداخته اند،كاری به مراتب بزرگتر از زنان اروپايی كرده اند. دامن مادر نخست دبستان است. پس نقش آفريني بانوان به تناسب تمايز جنسيت با مردان متفاوت به نظر مي رسد، هيچ خردمندی شخصيتی چون بو علی سينا را به كاری از قبيل شخم زمين نمی گمارد. چه رسد به زن دين باور پرورنده بوعلی! اين شخصيت ها عموماً از مادران عفيف و دين باور پديد آمدند. مساله حجاب و عفاف برای مسلمانان، تضمين شخصيت بانوان مومن است، همانگونه كه مي دانيد صيانت اين قشر عظيم جامعه از چشم هوسرانان، حفاظت شخصيت آنان از حقارت ابزار شدن براي هوسرانی است. ضمن آنكه مانع تضييع حق طبيعي روح و آرمان خواهی مردان است. مرد مي خواهد نميرد ولی به حكم طبيعت مي ميرد و براي بانوان خود ادامه حيات خويش را در وجود فرزندش جستجو مي كند.

زنی كه در ادارات شما اروپائيان، يا كارخانه ها، مراكز دولتی شما يا خصوصی، براي حفظ شغل خود مجبور است در قبال بهانه جوئی رئيس، مدير كل، مافوق، يا كارفرما از شخصيت خود هزينه كند، موجودی تحقير شده است. پديده حقير قادر نيست زنان و مردان بزرگ به جامعه عرضه كند. زمين شوره سنبل برنيارد. درمكتب اسلام هيچ مردی حق ندارد همسرش را به كار و تامين معاش و حتي شير دادن به فرزندش وادار كند، اين اوج احترام به زنان است .

آقاي سفير؛ بگذار آخرين حرفم در خصوص علل عقل ماندگی ايران را تكرار كنم. قدرتهاي بزرگ با سه روش مانع پيشرفت ايران بودند. خريد شخصيت و شرف مسئولين مملكتي، تخريب شخصيت مردان كاردان و شرافتمند و زمينه سازی عزل آنها از كار سياسی و اگر اين دو روش كارايی نداشت، قتل و سر به نيست كردن آنها. اگر بخواهيد توضيح ميدهم.

سفير انگليس: «متاسفانه قراري دارم كه بايد زودتر بروم» و با لبخندي معني دار افزود:«البته شما هم مي رويد!!»

احمدشاه: من لبو فروشي با چرخ دستي در كوچه و خيابان را بر سلطنتي كه شرح وظايف آن را انگليس بنويسد ترجيح ميدهم (1)

در پي شكست اين ديدار،دولت انگلستان براي اجراي نقشه «اعلام پايان دوره مكتب اسلام» و آغاز دوره «مكتب ايران» يعني حذف مهم ترين اهرم مقاومت ملت ايران در برابر دسيسه هاي استعماري، به تكاپوي مزدوری شخصيت فروش و جاه طلب كه اولاً با كار و تلاش خيره كننده ای، علف سبز به گوسفندان نشان دهد و انها را تا مسلخ انگليس ها به دنبال خود بكشد و بكشد و ثانياً مثل تراكتور فرمانش به اختيار كسی باشد كه روی آن نشسته است، رضاخان را يافتند و از توان او برای تضعيف اسلام بيشترين لطمه ها را وادار كردند.

خدمات رضاخان در ابعاد تاسيس مدارس و دبيرستان ها در تمام شهرستان ها و شهرها، تاسيس دانشگاه تهران، تامين امنيت در سراسر كشور، تاسيس دادگستری و نظم و نسق دادن به امر قضا، توسعه راه های مواصلاتی، بنيانگذاری را ه آهن سراسری، توسعه بهداشت و درمان و.... توجه منطقه را به خود جلب كرده بود.

رضاخان مامور شده بود با نردبام اعتقادات ديني و آنهم در حد افراطي پله هاي اقتدار را طي كند.به همين لحاظ ،در تاسوعا و عاشوراي حسينی همراه هيئت هاي سينه زني در حالي شركت مي نمود كه پيشاني و سرش را گل آلود كرده بود. وقتي چنگک قدرت سفت شد، نه تنها عزاداري ها را ممنوع كرد و روحانيان را خلع لباس و مامورين زيادی براي اجبار زنان مسلمان به بی حجابی گماشت كه عروسی محمدرضا را روز عاشورای حسينی برگزار كرد و تمام دهه اول محرم در سراسر كشور جشن و شادمانی بر پا نمود و...

روزی كه به دستور همان ارباب خارجی از سلطنت كناره گرفت و در اوج اشغال كشور به وسيله نيروهاي متفقين از ايران تبعيد شده بود، ملت ايران بر ذلت پادشاه خائن به دين، جشن گرفت.

موسی فخر روحانی

.......................................................................

(1)_ قابل ذكر است كه امام راحل در يكي از بيانات خود ار احمدشاه با كلمه «مرحوم احمدشاه» ياد كردند اما در خصوص رضاشاه در اوج تلاش تراكتور وار او كه مي توان او را باني ايران نوين ناميد،موضع افشاگرانه داشتند و كتاب معروف «كشف الاسرار» گواه تيزبينی امام راحل نسبت به آن مزدور پرتلاش است

افزودن نظر


Joomlart