سه شنبه, 04 مهر 1396

یادگاری علی شکرچی در بند 350 زندان اوین!

نامه الکترونیک چاپ PDF

این ها بهانه ای است تا یادی از عزیزانمان کنیم، این یادگاری را علی در نمازخانه بند 350 ( بیت العباس) برایم نوشت، یادش  و خاطره اش همیشه همراه من است!

..................................

باسلام از من حقیر خدمت آقای دکتر خزعلی

با آرزوی عافیت و توفیق دائم

دست نوشته ای در زندان اوین

.....

فصل پائیز که از راه رسید

برگها خشکیده بود

بوته ها بی غنچه بود

در همان پائیز خشک

در دل گرمای تابستان بی باران

بوی " سبز" ی آمد

از درون غارها، در دل صحرای داغ

خبرها می آمد

که به سختی

از دل سنگهای داغ

وز همان شن های خشک

می توان روئیدن

می شود شنها را

به جوانه شدن دعوت کرد

می شود "سبز" چراغ زرد را هم بویید

باز هم باریدیم، تا که سیراب شوند از بوی خوش

تا جوانه زند این دلهای خشک

با آرزوی تمام خوبیها

علی شکرچی

افزودن نظر


Joomlart