پنجشنبه, 03 فروردين 1396

احمدی نژاد و قلیان!

نامه الکترونیک چاپ PDF

دوره نهم ریاست جمهوری بود،  قلیان را ممنوع کردند، نیکوتین خون قلیانی ها پایین افتاده بود که احمدی نژاد چون رابین­ هود از راه رسید و راساً قلیان را آزاد کرد، اتحادیه قهوه­ خانه داران مقابل در وزارت ارشاد است، آن روز به ارشاد رفته بودم که دیدم تابلوی اتحادیه را با بنر تشکر از احمدی­ نژاد پوشانده ­اند! بر روی بنر عکسی از احمدی­ نژاد در حال خط و نشان کشیدن بود و در اطراف عکس نوشته بود:

 

"رئیس جمهور محبوب و مردمی جناب آقای دکتر احمدی نژاد؛ متشکر، متشکر! "  اعضای صنف قهوه­ خانه­ داران تهران

در این پست نمی­خواهم از قلیان بنویسم، خوب و بدش به کنار، آنچه بدتر است این رفتارهای حسینقلی خانی است، این که یکی می­بندد و دیگری باز می­کند! این که رئیس قوه مجریه به خود اجازه می­دهد راساً قانون وضع کند یا قانونی را زیر پا بگذارد!

سفری داشتم به کشور همسایه جنوبی عمان، آنجا جمهوری نیست، نامش سلطنت عمان است و از قضا سلطان قابوس علیه پدرش کودتا کرده و حکومت را به دست گرفته است، اما آن سلطان صد شرف دارد به ...! وقتی مسئله قلیان در عمان مطرح می­شود، موضوع را به کارشناسان دینی و پزشکی ارجاع می­نماید، آنها مسئله را از نظر طب و فقه بررسی و مباحثات و مناظرات از طریق تلویزیون به اطلاع مردم می­رسد، موافقان و مخالفان از همه اصناف سخن می­گویند و سپس موضوع به مجلس ارجاع می­شود و نمایندگان مجلس عرضه قلیان دراماکن عمومی را ممنوع می­کنند، این قانون بدون استثناء در تمام کشور مراعات می­شود.

اما درایران، یک روز شهرداری مانع می­شود و چون شهردار عزم کاندیداتوری دارد، آنرا آزاد می­کند، اماکن و نیروی انتظامی سخت می­گیرد و چون فرمانده نیروی انتظامی کاندیدا می­ شود، باز آزادی قلیان را داریم!  روزی ممنوع می­کنند، روزی آزاد، یک روز برای زیر 25 ساله­ ها ممنوع است و روزی برای  زنان! یکی حق و حساب داده آزاد است، بغل دستی نداده، ممنوع است، شاید هم یکی وجه اضافی داده که بغل دستی را ممنوع کنند! یک خیابان آزاد و خیابان بعدی ممنوع! یک محله آزاد و محله مجاور ممنوع!   یک شهر آزاد و شهردیگرممنوع!  به این می­گویند مملکت حسینقلی خانی!

بیاد دارم در رستورانی سنتی مشغول ناهار بودیم که به یکباره حمله­ ای تمام عیارشد، گارسون­ ها می­دویدند و قلیان­ ها را جمع می­کردند، مامور اماکن با بی­سیم و دستبند، آمده بود و صاحب رستوران مثل بید می­لرزید، به او گفتم چه شده است، مگر قلیان ممنوع است؟ گفت خیر، برای زنان ممنوع است، ما قلیان برای خانواده­ ای سرو کرده­ ایم، آقا می­فرماید:" من از دور که می­آمدم دود بالای سر همسراین آقا بود، حتماً شوهرنی قلیان را دست همسرش داده­! و باید رستوران پلمپ شود!  بالاخره صاحب رستوران بابت دودی که از سر خانم بلند شده بود دویست هزار تومان خشکه حساب کرد و مشکل دود بالای سر خانم به خوبی و خوشی رفع شد و باز قلیان­ ها سر جای خود برگشت و حالا دود از سرهمه بلند می­شد!

اینها معضلات فرهنگی ماست، فردا نیروی انتظامی و اماکن و شهرداری­ به جمع شکات من اضافه نشوند! این موارد بسیار نادر است و انگشت شمار،  تنی چند عوامل نفوذی بیگانه و استکبار جهانی در این ارگان­ها هستند که برای بدنام کردن نظام چنین می­کنند و گرنِه مملکت گل و بلبل است و این چیزهایی که من دیدم فقط و فقط منحصر به همان یک مورد بوده و شانس منِ نقاد است. فی الحال از نیروهای زحمتکش همه ارگانها تشکر و قدردانی می­نمایم.

مهدی خزعلی  26/4/1390

افزودن نظر


Joomlart