پنجشنبه, 04 خرداد 1396

امروز به دادسرای ویژه روحانیت رفتم!

نامه الکترونیک چاپ PDF

نمی دانم این قصه را در قالب طنز و کمدی بنویسم یا درام و تراژدی! برای من طنز است، برای مبرای من کمدی، برای ردم درام! و برای مسؤلین تراژدی! من اگر جای مسئولین بودم، برای این که بهانه را از دست طنز پردازان بگیرم و خود را مضحکه مردم نکنم و در آخرتراژدی هولناکی برای خود نسازم، همین امروز تکلیف این دادگاه را روشن می کردم !

لابد شنیده اید حکایت برناردشاو را؛ او را به افتتاح یک نمایش دعوت کردند، در پایان کارگردان از او پرسید:« استاد؛ فرق کمدی و درام و تراژدی چیست؟ »

برناردشاو گفت: « عزیزم بی اطلاعی شما از کمدی و درام و تراژدی، برای تماشاچیان درام و برای خودتان تراژدی است! »

حکایت این کمدی - درام - تراژدی را خواهم نوشت، نمی دانم باید به این حکایت خندید یا گریست، اما به حال این ملت با این قضا باید گریست!

1390/4/25   مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart