چهارشنبه, 09 فروردين 1396

تف بر شما ای بزدلان زبون!

نامه الکترونیک چاپ PDF

كساني كه در ستاد آقاي ميرحسين و كروبي فعاليت كرديد بعد سكوت كرديد،شما خائن به ملت هستيد

وبلاگ قبلي بسته شد يا بسته اند،از اين به بعد اينجا خواهم نوشت.چند روزي است كه چهره اصلاح طلبان، آقاي خاتمي و برخي ديگر كه ممنوع الچاپ مطلب وتصوير بودند،در روزنامه ها تصوير و مطالبشان ديده ميشود.بسيار عالي،امري است مبارك كه نشان از برخي توافقات دارد توافقاتي كه حداقلش آن است كه اجازه داده اند كه مطالب اصلاح طلبان در رسانه ها چاپ شود.
انديشه ام از ابتداي بلوغ ناقص سياسيم به اصلاح طلبان نزديك بود و هست و اكنون نيز انتخابات را راه اول و آخر براي اصلاح كشور و امور مي بينم اما نه به هر قيمتي! البته در اين مقاله نيتم اين نيست كه به اين موضوع بپردازم در پستهاي ديگر اگر عمري باقي بود خواهم گفت.در اينجا روي سخنم با اصلاح طلباني هست كه در آن زمان كه بوي پست و مقام به مشامشان مي رسد حي و زنده هستند اما در زماني كه بايد هزينه بپردازند الفاتحه.....تشريف ندارند آخر خوش انصاف اگر دين نداريد حداقل آزاده باشيد!
آقاي علي اكبر محتشمي پور آيا شما در قيد حيات هستيد؟! آخر مرد حسابي تو رييس كميته صيانت از آرا بودي و آمدي گفتي اساسا انتخاباتي كه برگزار شده از ريشه باطل است چون نابرابر بوده تو رييس كميته صيانت از آرا بودي آن وقت  عماد بهاور بايد در زندان باشد؟
ابطحي شما در فيلم انتخاباتي كروبي، از كروبي با كنايه خاصي پرسيدي كه آيا تو هم هاله نور ميبني. آن وقت هزينه اش را بايد هاله سحابي بدهد؟
آقاي كرباسچي شما همراه با كروبي نداي تغيير سر دادي آن وقت جنازه ندا بايد در كف خيابان باشد؟ نميگويم شما هم ميامديد در تظاهرت،نميگويم مي امديد شعار ميداديد ولي حداقل يه آخي يه اوخي ،حداقل صدايي از شما بر ميخواست اي نامردان. جفاي شما به ملت ايران كمتر از كسي نيست كه در كهريزك دست به جنايت زد خوب دستتتان رو شد مثل رو شدن دست جنايتكاراني كه دستشان به خون ملت آلوده شد تك تك كساني كه در ستاد آقاي ميرحسين موسوي و شيخ كروبي فعاليت كرديد بعد سكوت كرديد بدانيد كه در افكار مردم خائن هستيد و محكوم.
به عنوان يك طرفدار اصلاح طلب فهميدم كه اي كساني كه سكوت كرديد شما اصلاح طلب نبوديد فرصت طلب بوديد

درود بر شرف و آزادگي همه زندان سياسي و آنانكه به شهادت رسيدند نميخواهم از شخصي نام ببرم مبادا كسي از قلم بيافتد

وبلاگ به امید صبح لایق

..............................

یادداشت من برای وبلاگ صبح امید

عزیز دلم؛ همه اینها فردای پیروزی در  صف پست و مقام زنبیل می گذارند، از من و تو جلوترند، دست بوسی و پابوسی را همین ها رواج می دهند تا عقب نمانند، آن روز من و تو باز دستی نمی بوسیم و تملقی نمی گوییم و اینها می شوند، وزیر و وکیل و معاون و شهردار!

چرا به تظاهرات نیایند، مگر خونشان از ما رنگین تر است؟

اگر من جای آنها بودم هر هفته یک درخواست راهپیمایی روی میز وزارت کشور می گذاشتم، تا اتمام حجتی باشد بر تعطیلی اصل 27 قانون اساسی!  اینها همه مرده اند، خاک مرگ بر سرشان ریخته اند، انسان بیاد کوفه دوران ابن زیاد می افتد! خدایا این اشباه رجال را از ما بگیر و مردان مرد را جایشان بنشان!

تف بر شما ای بزدلان زبون!

بمیرید در این ذلت، یکی پس از دیگری یا خود فروشی می کنید یا چون پرده نشینان به حرم پناه می برید!

نمی دانم؛ اگر کان مبارک گُهی نیست، چرا صدایتان در نمی آید! این همه ذلت بس نیست!

دوستان می بخشید، دست خودم نیست، دردی بزرگ در سینه دارم.

89/4/20   مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart