چهارشنبه, 26 مهر 1396

رستوران حسینیه کرامت !

نامه الکترونیک چاپ PDF

در بالا خیابان نرسیده به باغ نادری ( آرامگاه نادر شاه افشار) تابلوی " رستوران و غذای آماده حسینیه کرامت" جلب نظر می کند! قبل از انقلاب آیت الله سید علی خامنه ای اینجا نماز می خواند، حسینیه موقوفه مرحوم کرامت است، اهالی محل می گویند: مرحوم کرامت مثل یک پدر خوانده بود برای رهبری، هر وقت ایشان گرفتار ساواک و رژیم می شد، آقای کرامت پیگیر کار سید بود، می گویند: آقای خامنه ای مبارزاتش را از همین جا شروع کرده و برای بچه ها کلاس می گذاشته است.
مرحوم کرامت قبل از وقف حسینیه، چلوکبابی کرامت را داشت، او سالها پس از انقلاب فوت کرد، به یمن انقلاب او را در حسینیه اش دفن کردند- کاری که کمتر مجوزش داده می شود- و یکی از اتهامات آقای کاظمینی بروجردی دفن جنازه پدر درمسجدش بوده است.
قبل از انقلاب روبروی حسینیه کرامت مغازه شوهر خاله من بود( تریکو مشعل)، تابستان ها که به مشهد می آمدیم، تفریح و سرگرمی ما این بود که با پسرخاله های شهیدم (حمید و محمود) در کنار بساط مقابل مغازه می ایستادیم، یادش بخیر، حمید داد می زد: " بیا جلو سوا کن ، پول نداری نیگا کن، برو حرم دعا کن " ، این هم شوخی وسرگرمی تابستان ما بود.
پنجاه متر آنطرف تر،  بیت آیت الله سید عبدالله شیرازی بود، یادش بخیر سال انقلاب در بیت محصور شده بودیم و کسی جرات نداشت در را باز کند، چند نفر بیرون رفته بودند و به دلیل همراه داشتن اعلامیه امام دستگیر و در همان خیابان در ریوی ارتشی با باطوم به آنها تجاوز شده بود و پیکر نیمه جان آنها را از ریو به بیرون انداخته بودند، این خبر موجب وحشت همه شده بود.بعد از انقلاب عامل آن جنایت را به رگبار بستند و کشتند.
حاشیه نروم، راستش اولین بار بود که تابلوی " رستوران حسینیه" را می دیدم و چون نام حسینیه کرامت یاد آور آیت الله خامنه ای بود، با خود گفتم برای یکبار هم که شده باید غذای " رستوران حسینه کرامت" را بخورم، شاید عاقبت به خیر شده و ما هم کاره ای شدیم، روایتی هم از ابوهریره شنیده بودم که : " من اکل القیمه فی الکرامه وجب له الکرامه" .
منوی غذا را هم در یک بیلبورد در پیاده رو نصب کرده بودند، قیمه 1800 تومان ! مفت بود، ما هم که از قدیم شنیده بودیم، " مفت باشد، کوفت باشد" و از سوی دیگر خلاف رسم بچه آخوندی است که از چیز مفت صرفنظر کند، حتی اگر طناب دار باشد یا به قیمت جان تمام شود!
ناهار را در رستوران حسینیه کرامت صرف کردیم، از برنج دان و دم نکشیده که بگذریم - که هنوز که هنوز است دارد در معده معظم قد می کشد- در قیمه کریمانه کرامت خبری از گوشت که وجه تسمیه این خورشت است نبود، بجای بره لپه سر بریده بودند! و برای صرفه جویی و رعایت الگوی مصرف، نصف کار پخت لپه ها را هم به معده معظم واگذار کرده بودند، جای شما خالی برنج و لپه ناپز را خوردیم و از ساعتی بعد سنگینی و دل درد شروع شد. با خود عهد کردم، از این پس برای روضه به حسینیه و برای ناهار به رستوران بروم و هرگز پای در " رستوران حسینیه " نگذارم.
راستی، مسئول رستوران می گفت: " مقام معظم رهبری بودجه ای برای بازسازی حسینیه کرامت اختصاص داده اند و قرار است کل بنا خراب و بنای جدیدی احداث شود و ان شاءالله کل زیرزمین می شود رستوران و به خیابان اصلی در باز می کنند!"
بر خود فرض دانستم به بانیان بنای جدید بگویم که این دو صنف حسینیه و رستوران را از هم جدا کنند، مثلاً تابلو بزنند " حسینیه کرامت" و " رستوران کرامت"، این رستوران حسینیه با هم جور در نمی آید و دو صنف مجزاست، یکی محل اکل است و یکی محل اشک، در یکی شکم باد می کند و در دیگری غم !
مشهد مقدس 89/1/27  مهدی خزعلی

*** برگی از سایت هک شده قبل ***

 

افزودن نظر


Joomlart