دوشنبه, 30 مرداد 1396

سفارش مدحی که منجر به داغ شد!

نامه الکترونیک چاپ PDF

امروز به دیدار صفوة الله رحمتی رفتیم؛ خانۀ محقری در منطقه ای فقیرنشین نزدیک راه آهن مشهد دارد.

می گوید: «نابینا و افلیج بودم و امام رضا (ع)مرا شفا داده است، از آن زمان که شفا گرفتم، اولیاء الله و یا بعضی از علماء به خوابم می آیند و اشعاری به من الهام می شود، تمامی اشعار مذهبی و گاهی تفسیر آیاتی از قرآن است.»

اشعار زیبایی برای امیرالمؤمنین، فاطمة الزهراء، امام حسین و اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) دارد.

صفوة الله بی سواد بوده  و صبح اشعار را برای اطرافیانش می خوانده است تا کتابت کنند. بعدها، چند سالی به نهضت سوادآموزی می رود تا خودش اشعار را بنویسد.

روحانیونی که همراه ما بودند، می گفتند این اشعار سوای ذوق و طبع شعر، نیازمند علم و مطالعات وسیع مذهبی است و از یک انسان بی سواد بعید است چنین اشعاری بسراید، بخصوص این که گاهی معنای اشعار را نمی داند و گاهی املای عبارات را غلط نوشته است!

او خادم الرضا(ع) است و می گوید نامش را برای خدمت خودشان نوشته اند و آن هم عنایتی بوده است، یکی قربة الی الله اشعارش را حروفچینی می کند و به صورت کتاب هایی در آورده است!(البته منتشر نشده است)

می گوید: «چند سال پیش از من خواسته اند تا شعری در مدح آقای ... بگویم تا دیوان اشعار مرا چاپ کنند! راستش من اصلاً طبع شعر ندارم، من یک بیت شعرهم برای فرزندانم نگفته ام، من اگر شاعر بودم،  برای فرزندانم شعری می گفتم! من خیلی سعی کردم شعری برای ایشان بسرایم تا این  که امیرالمؤمنین علی(ع) را دیدم که با ناراحتی به من فرمودند: "ما تو را شفا ندادیم که هر غلطی بکنی"! وسیخ داغی بر کف پایم نهادند که علی رغم دوبار جراحی هنوز نشان آن سیخ داغ را در کف پا دارم»! و کف پایش را نشان می دهد، نقطه ای سیاه در کف پا دارد!

من در مقام اثبات درستی این سخنان نیستم، من فقط می خواهم بگویم، اگر صفوة الله می توانست شعری در مدح آقای ... بگوید، چه اتفاقی می افتاد؟ کتابی منتشر می شد و صفوة الله به عنوان نمونه ای از معجزات زنده علی ابن موسی الرضا(ع) معرفی و آن شعر هم از الهامات ائمه هدی(علیهم السلام) معرفی می شد، احتمالاً سیمای ضرغامی هم برنامه ای مستند برای این معجزه زنده تهیه و پخش می کرد! لابد کتاب او هم مثل کتاب «دا»  در کمتر از 2 سال 135 نوبت چاپ می شد و ارگان های مختلف می خریدند و به پرسنل اهدا می کردند!

اما اینک پس از انتشار این مقاله چه می شود؟ لابد لباس خادم الرضا(ع) را از او می ستانند، اورا احضار می کنند واز او می خواهند که همه این مطالب را - که سال هاست گفته است - تکذیب کند، اطرافیانش را هم می خواهند تا در مصاحبه ای او را مجنون بخوانند و لابد مرا هم متهم به نشر اکاذیب می کنند و بلافاصله بهانه ای برای حبس حقیر  می یابند – مثل نوری زاد – از این نوع قصه ها زیاد است!

اما چاره کار این نیست، او سال هاست که از این معجزه سخن می گوید و سالیان درازی است که شعر می گوید، من هم یک نقل مستند کرده ام و شهودی از روحانیت معزز هم در مجلس بوده اند و مستندات دیگری هم دارم، تنها سؤال من این است که چرا برای انتشار اشعار و مرثیه های او شرط سرودن شعری برای فلانی گذاشته اید! والسلام

به دنبال تکذیب این قصه نباشید، به دنبال کسانی باشید که سفارش شعر مدح به کسی داده اند که معتقد است همه اشعار او از ناحیه اولیا به وی الهام می شود! لابد می خواسته اند به واسطه ایشان شعری در تأیید حضرت فلانی از ائمه هدی(علیهم السلام) دریافت دارند! که نتیجه آن داغی بر پای صفوة الله بوده است و عتاب امیرالمومنین(ع) که «ما تو را شفا نداده ایم که هر غلطی بکنی»! این داغ و آن تعبیر هم که به کار حضرات نمی آید!

از این نقل مستند من آزرده نشوید، همیشه که کرامات و مکاشفات و معجزات باب میل نیست، این همه یکی از کرامات، حی و زنده، خودش در  قید حیات است و همه شاهدان حاضر! نقل هفتاد سال قبل هم نیست، نقل امروز است! آقایان ائمه جمعه قم و مشهد، می توانند خطبه ای را به این معجزه اختصاص دهند!

15/3/90   مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart