پنجشنبه, 03 فروردين 1396

اعلام جرم دادستان مبنی بر اهانت به رئیس مجلس خبرگان رهبری!

نامه الکترونیک چاپ PDF

امروز احضاریه ای را تحویل دفتر دادند، علت حضور چنین ذکر شده بود:

مقتضی است در خصوص اعلام جرم دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران علیه شما دایر بر توهین به رئیس مجلس خبرگان رهبری در مهلت مقرر فوق جهت دفاع در این شعبه حاضر شوید.

بنی حسینی - بازپرس شعبه چهارم دادسرای فرهنگ و رسانه

نمی دانم وقتی ما می خواهیم شکایتی را مطرح کنیم، پس از هزار اما و اگر و ابطال تمبر اگر منت سر ما نهند و شکوائیه ما را بپذیرند، سالها باید منتظر بمانی و آخر الامر هم آن مسئول مملکتی برای شکایت شما وقعی نمی نهد و پهن هم بار دادگاه نمی کند و مقام قضایی هم هیچ غلطی نمی تواند بکند و محترمانه پرونده را بایگانی می نماید، هنوز شکایت حقیر از روزنامه ایران( ارگان دولت کذا و کذا) که بلافاصله پس از آزادی ( آبان 89) مطرح کرده ام در دفتر دادستان محترم خاک می خورد و همه مستندات دال بر نشر اکاذیب و افترا و تشویش اذهان عمومی موجود است، اما بازپرس محترم شعبه هم دسترسی به پرونده ندارد!

اما وقتی در مراسم اربعین سالار شهیدان،  آقازاده هتاک مهدوی کنی و دوستش همه نوع فحاشی و هتاکی علیه من روا می دارند و  من در مقام دفاع قدری از خاطرات خویش و سابقه تاریخی دانشگاه امام صادق و ریاست پدر و پسر نوشته ام - که طبق قانون جرم نیست - من را متهم به اهانت می کنند.

اگر من نوشته ام که ما به جبهه رفتیم و آقازاده نیامد! گویا برای قلب مبارک تیر و ترکش ضرر داشت! این توهین است؟

بگذریم، با یک تلفن، دادستان محترم بجای حضرت آقا و آقازاده علیه ما اعلام جرم می کند،غافل از این که من هنوز یک از هزار را نگفته ام و اگر دست از این بازی ها بر ندارند، الباقی را خواهم گفت، من با کمال احترام و بدون اهانت می خواهم دانشگاه امام صادق و تصدی معظم له را نقد و خاطرات دانشجویان را منتشر نمایم، می خواهم از وکیلی بگویم که زبانش یه دست آقای م بریده شد، می خواهم از برج همسایه دانشگاه امام صادق بگویم که 125 میلیارد به آقای م باج داد و 5 میلیارد هم به آقای م ل اضافه داد، می خواهم از مسائل مالی مجتمع نور بگویم و می خواهم ....

بر فرض که چند صباحی مرا غیر قانونی در حبس کردید، آخرش چه، من باز خواهم آمد و باز خواهم نوشت، اگر مرده باشید، استخوان های شما را نبش قبر خواهم کرد و حقیقت را به همه نشان خواهم داد، شما با اسلام عزیز بازی کردید، شما به خون شهیدان خیانت کردید، من با برادران شهیدم عقد اخوت بسته ام و پیمان سپرده ایم که دست از انقلاب اسلامی برنداریم و خطری بزرگتر از شکمبارگی انقلابیون برای انقلاب نمی شناسم، انقلاب و نظام اسلامی با ظلم و ستم و فریب و نیرنگ و دروغ و ریا سقوط می کند، دشمن انقلاب را در آن سوی آبها نجویید، دشمن انقلاب در میان خود ماست، همین دین فروشان بی دین، همین به ظاهر انقلابیونی که رنگ جبهه و جنگ را ندیدند و سابقه جبهه جعلی ساختند، کسانی که پرونده ازاله بکارت را به عنوان سابقه مبارزاتی قبل از انقلاب مطرح می کردند و به پست های بالا می رسیدند! کسانی که خود و فرزندانشان تا مسجد محل نیز در تظاهرات حضور نداشتند و بر مسند های عالی تکیه زدند، کسانی که امام راحل را افراطی می دانستند و  بهشتی را آخوند فرنگی و هاشمی را بساز بفروش و خامنه ای را شریعتی معمم می خواندند و شریعتی را بی دین می دانستند، امروز از کرامات رهبری می گویند و اینک تئوریسین انقلابند و از نعم فراوان برخوردار!

ما دیروز و امروز آقایان را می دانیم، حنای مقدس مابی و زهد فروشی شان برای ما رنگی ندارد.

برو این دام بر مرغی دگر نه       که عنقا را بلند است آشیانه

90/3/18   مهدی خزعلی

*** لازم به توضیح نیست، آن روز که من مقاله " آقازاده هتاک آیت الله مهدوی کنی" را نوشتم، ایشان رئیس خبرگان نبود، اما منصور ارضی که دختر رئیس خبرگان وقت را "فاحشه هاشمی" خطاب کرد، در بیت رهبری هنوز می خواند و من که نقدی منطقی در پاسخ فحاشی ناموسی آقازاده و دوستش داده ام به دادسرا احضار می شوم، الفاظی که آنها در عزای سالار شهیدان خطاب به من بکار بردند،  بدتر از الفاظ منصور ارضی یا سعید تاجیک بود!

*** باز انتشار پس از سه سال به یاد مهدوی کنی ***

افزودن نظر


Joomlart