دوشنبه, 07 فروردين 1396

گوسفندان و بره ها شادند و بع بع می کنند

نامه الکترونیک چاپ PDF

امشب قسمت 22 سریال قهوه تلخ را دیدم، صدر اعظم به اعلیحضرت گزارش می داد، می گفت: ما کلی گاو داریم، گوساله داریم، شتر و الاغ داریم، گوسفند و بره داریم، بره ها شادند و بع بع می کنند!

یاد گوساله ها و بزغاله های خودمان افتادم، یاد شعر کوتاه " گوساله مشدی علی" افتادم، آن قطعه را در رستوران بعد از سخنان امام جمعه مشهد که ما را بزغاله و گوساله خوانده بود نوشتم، من از بند آخرشعر خوشم می آید:

گوساله مشدی علی ؛

تو، خیلی ول معطلی

چرا صدات در نمیاد

از این آغل خوشت میاد

خودت خری !

تو هم تو رنج قفسی

فکر می کنی ، خیلی کسی !

تو هم صدات در نمی یاد

تو هم نفس گیر برات -بوی پهن-

توی این طویله ، دلت خوشه

که جات توی ( وی آی پی ) شه

تو هم داری کاه می خوری

بدتر،.. گاهی وقتا

یه کمی گه می خوری

اما چرا ؟

بَه بَه و چَه چَه می کنی ؟

ملچ ملوچ واسه چیه

جدا شدی از همه ما

دروغ می گی ، دروغگو

یه لقمه کاه خشک و

یک سطل آب ناجور

می ارزه که یه عمری

اسیر بشی تو زندون ؟

بیا تو هم با ما باش

گوساله خدا باش

اگه همه با هم باشیم

یک دل و یک صدا باشیم

چوپونو بیدار می کنیم

در آغل و وا می کنیم

نگین چوپون تو خوابه

رؤیاهاش م سرابه

اگر صداش نکردیم

اونو بیدار نکردیم

همگی مون تو بندیم

خیلی هامون می میریم

اونی که زنده مونده

آخرش هم تو بنده !

بزغاله ها ؛ گوساله ها ؛

یکصدا !
بع بع ، مو مو

بع بع ، مو مو

*** این هم لینک کل مطلب:

http://www.drkhazali.com/index.php/1388-11-13-14-14-13/231-1388-11-13-13-52-05/221-1388-11-03-16-29-44.html

90/3/2   مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart