دوشنبه, 03 مهر 1396

امروز، فاطمه «س» ‌از هميشه تاريخ مظلوم تر است.

نامه الکترونیک چاپ PDF

بسم الله الرحمن الرحیم

فاطمه «س» ‌دخت پيامبراست؟  نه ام ابيهاست ،‌تنها و تنها اوست كه خاكستر از موي پدر مي زدايد و چون مادري مهربان، براي خاتم انبياست .فاطمه «س» همسر علي«ع» است؟ نه فاطمه «س» ‌اولين شهيد راه ولايت و حامي و مطيع امامت است،‌ او بين در و ديوار با بازوي كبود، پهلوي شكسته و صورت نيلي ولايت را فرياد كرد،‌ و زلال اشك او غبار ترديد از چهره مدينه زدود ، فاطمه مادر حسن «ع» ‌و حسين «ع» است،  آري اوست كه پيشاپيش بر پاره هاي جگرِ جگر گوشه خويش گريست ،‌اوست كه در كودكي مرثيه آفتابِ بر نيزه را سر داد ،‌ و هنگامي كه فرزندانش در كوچه بازي كودكانه مي كردند، در سقيفه بر جگر پاره پاره و سر بريده آنان گريست. محمد «ص» که بهانه خلقت است و حق جل و علا فرمود:  «لولاك لما خلقت الافلاك » ‌" اگر تو نبودی افلاک را نمی آفریدم"،  اگر علي «ع» ‌نبود رسالتش نا تمام بود «فان لم تفعل فما بلغت رسالتك » ‌و فاطمه سلام الله عليها بهانه خلقت محمد «ص» ‌و علي «ع» ‌است، او در كودكي خاتم االانبياء را تا پای جان و در جواني ابوالاوصياء را تا شهادت حمايت مي كند. در دفاع از حريم ولايت مي ايستد،‌ درِ خانه اش را مي سوزانند،‌ آنگاه كه غاصبان در را مي شكنند، ميخ در را بر سينه،‌ ضربه ناجوانمردان را در پهلو و بازو و سيلي را بر گونه مي پذيرد،‌ پشت آن در، بار مي افكند.

امير مؤمنان علي عليه السلام را ريسمان به گردن براي بيعت اجباري به مسجد مي برند،‌ باز زهراي اطهراست كه با آن حال نزار خود را به مسجد مي رساند، علي «ع» را در حالي زيارت مي كند كه شمشير ناكسان او را تهديد به قتل مي كند، فرياد تنها يادگار نبي «ص» اركان مسجد را به لرزه درمي آورد، او سلسله وار حديث نبوي در فضائل علي «ع» بيان مي كند، هنوز چند ماهي از همايش غدير نگذشته است و كساني شمشير بر علي «ع» كشيده اند كه در ميان اجتماع عظيم مسلمين در غدير خم با « بخ ٍ بخ ٍ يا علي» بيعت كرده اند، چه معدودند شيعيان علي «ع» و زهرا«س» در ميان جمع مهاجر و انصار! اما آن شمار كم ايماني محكم و قوي دارند، اشاره علوي شيعياني چون سلمان، ابوذر، مقداد، عمارو از همه مهمتر زهرا سلام الله عليها را آرام مي كند. صحنه با رشادت زهراي مرضيه «س» پايان مي يابد، اما نهضت روشنگري فاطمه سلام الله علیها ادامه داردبا همه ظلم و كم مهري كه بر اهل بيت نبي «ص» مي رود اما كسي را جرأت اسائه ادب به زهرا «س» ‌نيست، كسي از مهاجر و انصار كتمان فضائل او نمي كند، ‌همگان بياد دارند كه پيامبر فرمود: « هركه فاطمه را بيازارد مرا آزرده است .»

اين بار فدك بهانه دفاع از ولايت است، فدك آن نحله النبي كه سالها در تصرف و مالكيت زهراي اطهر «س» قرار داشت و آنرا بدون جنگ و به عنوان فيئي به پيامبر «ص» ‌و پيامبر به زهرا «س» ‌هديه فرموده بود و آن پشتوانه اي بود كه علي و زهرا سلام الله عليهما مستمندان را دستگيري مي كردند و عوايد آن صرف ترويج اسلام ناب محمدي مي شد، ‌وگر نه علي و زهرا و حسنين عليهم السلام كه با آبي سه روز را افطار كرده و طعام به مسكين و يتيم و اسير مي دهند و در شأن آنان سوره مباركه هل اتي نازل مي شود چه نيازي به باغ و فدك دارند،  علي عليه السلام كه باغستانها و نخلستانهاي فروان به دست مبارك ببار مي آورد،‌  هرگز جز نان جوين بر سفره خويش نبرده است، پس فدك چيزي جز دفاع از ولايت و حجتي بر غصب خلافت نيست.

در زمان امام هشتم علي ابن موسي الرضا «عليه آلاف التحيه و الثناء » ‌آنگاه كه مامون عباسي از حضرت سؤال مي كند كه : «حدود فدك را مشخص كنيد تا به خاندان دخت نبي «ص» باز گردانم .»   امام عليه السلام حدود فدك را همان حدود اربعه حكومت اسلامي بيان مي فرمايند . زهراي مرضيه »س» به مسجد مي آيد، ‌داد خواهي او در برابر خليفه اول و حضور خليفه دوم محاكمه غاصبان فدك است، ‌ابوبكر احتجاج نخست زهرا «س» ‌بر مالكيت فدك در زمان حيات پيامبر «ص» ‌را به اقامه شهود ارجاع مي دهد،  ‌امير مؤمنان «ع» ‌پاسخ مي دهد : «چگونه از كسي كه مالك و متصرف است شهود مي خواهيد،‌ اگر من مدعي خانه مسلمانی شوم از من شهود مي خواهيد يا از صاحب خانه ؟ و اين استدلال بي پاسخ منطقي فرو گذاشته شد. فضا آنقدر سنگين است كه امير مؤمنان «ع» اجازه شهادت بر شيعيان خاص نمي دهد،  ‌فقط امير مؤمنان علي عليه السلام كه برادر، ‌پسر عم و جانشين نبي است،  ‌و حسن و حسين عليهما السلام كه سيد شباب اهل بهشت مي باشند و آيه تطهير دلالت بر صداقت و عصمت آنان دارد و اسماء‌ كه به شهادت رسول اكرم «ص» ‌از زنان بهشت است به شهادت بر مي خيزند. هر يك از شهودي كه نفي آنان نفي كلام خداست به بهانه اي رد شدند.

از مالك و متصرف فدك – زهرا «سلام الله علیها » – مطالبه سند کردند، ‌و او با سندي مكتوب با امضاء‌ و مهر حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي «ص» ‌اقامه دعوي كرد، ‌در ميان مسلمين بر آن سند نبوي خدو انداخته و آنرا پاره كردند! و باز اهل بيت عصمت و طهارت و شيعيان به فرمان عليِ مرتضي عليه السلام براي حفظ دين سكوت كردند. زهرا سلام الله عليها با اعلام نارضايتي از آنان حديث نبوي را ياد آور شد كه : «رضا فاطمه رضا الله» كه خوشنودي فاطمه خشنودي خداست.

این بار حجتی ديگر اقامه کرد،‌ زهرا «س» ‌در پاسخ غاصبان كه فدك را ملك پيامبر «ص» ‌قلمداد می کردند به عنوان یگانه وارث و تنها دخت و يادگار پيامبر «ص»‌ خواستار ارث شد،‌ و باز با بيان روايتي از پيامبر «ص»‌ كه جز ابوبكر و دخترش «عايشه » ‌كسي نشنيده بود و گويي اين روايت مهم را پيامبر تنها و تنها در خلوت در گوش آنان زمزمه كرده بود! كه « النبي لا يورث » كه ما طائفه انبياء ارث ني گذاريم، ‌در مقابل تمامي آيات ارث كلام الله، ‌اين روايت باراوي واحد مستمسك محروميت فاطمه از حقوق حقه خويش شد!

بايد اذعان كرد كه يكي از احتجاجات زهرا «س» ‌بدون حضور خليفه دوم منجر به صدور سند فدك توسط خليفه اول شد كه آنهم بلافاصله توسط خليفه دوم پاره مي شود. و مبارزه آخر گريه است،‌ زهراي مرضيه سلام الله عليها در مدت كوتاه عمر پس از پدر بسيار گريست،‌ براي روشنگري درِ خانه مهاجر و انصار رفت، ‌و آنقدر گريست كه مدينه را فضاي غم و اندوه و التهاب پر كرده بود، ‌برخي گفتند : «به زهرا «س» ‌بگوييد يا شب گريه كند يا روز، ‌ما آرامش نداريم. » و زهرا «س»‌ در پاسخ فرمود : «من چند روزي بيشتر مهمان شما نيستم و به زودي نزد پدرم مي روم. »

با همه اين مظلومّيت چرا زهرا سلام الله عليها امروز از هميشه تاريخ مظلوم تر است ؟

اگر آنروز در مسجد النبي زهراي اطهر «س»‌ آيه تطهير قرائت و آنرا دليل عصمت و طهارت خود و اهل بيت مي دانست كسي – حتي مخالفان – ترديدي در عصمت زهرا «س» نداشتند، ‌اما امروز در سيماي جمهوري اسلامي – تنها كشور شيعه جهان – نسبت به عصمت امير مؤمنان علي ابن ابيطالب ترديد مي شود و كسي دم بر نمي آرد!

آنروز علي رغم جو سنگين حاكم بر مدينه ،‌ شيعيان جز با اشاره علي «ع» سخن نمي گفتند و جز با فرمان او سكوت نمي كردند، و هرگز سخن غير حق و كتمان حق نمي كردند،

علي «ع» اسوه صبر، براي حفظ دين 25 سال خار در چشم و استخوان در گلو صبر كرد، ‌مشاور و راهنماي خلفاي پيش از خود بود تا جايي كه خليفه دوم ‌مي گويد : « لولا عليٌ لهلك عمر» اگر علي «ع» نبود عمر هلاك مي شد،‌ و به اشارت او سلمان ولايت مدائن را پذيرفت، ‌امّا هرگز خلاف حق سخن نگفت و به همين دليل است كه او را فرقان مي نامند. چگونه است در سال پيامبر اسلام با بودجه دولت اسلامي( تامین اجتماعی) كتابي منتشر مي شود كه تيترها و سرفصل هاي آن چنين است : «محمد چه گفت !» «محمد چه كرد» و حتي از گذاشتن يك «ص» بعد از نام رسول گرامي اسلام و بكار بردن افعال محترمانه ي جمع خوداري مي شود و در قم مركز تشيع علوي، اداره ارشاد اسلامي به كتابي به بهانه آنكه براي غاصبان فدك كلمه «رضي الله عنه» و فعل« فرمودند» بكار نرفته است اجازه انتشار نمي دهد ، ‌و دستور مي فرمايد برويد براي تمامي اين اسامي «رضي الله عنه» افزوده و از افعال «فرمودند» استفاده كنيد!

اگر آنروز در مسجد النبي «ص»‌ زهراي اطهر حاضر مي شود، ‌غاصبان فدك براي انكار كلام خدا و رسول باز متمسك به كلام رسول «ص» - هر چند بدون سند معتبر – مي شوند واحدي را جرأت اسائه ادب به محضر پيامبر «ص» نبود و كلام نبي فصل الخطاب مجلس بود،‌ اما امروز در كشور امام زمان «عج»، در سال پيامبر اعظم «ص»، و در وزارت آموزش وپروش كه رسالت تعليم و تربيت نوباوگان شيعه را عهده دار است، ‌خصائل عالي و رباني نبوي با خروس مقايسه مي شود وآب از آب تكان نمي خورد، ‌ما را چه شده است؟  ‌اگر در مسابقه فوتبال گل بخوريم ،‌ بلافاصله مسئولان و مربيان تعويض مي شوند، ‌و يا به احترام افكار عمومي استعفاء مي دهند آيا به احترام عقايد بيش از يك ميليارد و پانصد ميليون مسلمان و به احترام فاطمه ام ابيها «س»‌ بهتر نبود وزير مربوطه استعفاء دهد تا تسكيني بر آلام مؤمنين و درسي براي مسئولين باشد؟

‌چه شده است در مخالفت با اسائه ادب در كشوري غير مسلمان، نام شيريني دانماركي به شيريني گل محمدي تغيير مي يابد!  ‌اما در دولت اسلامي در سال پيامبر اعظم به محضر قطب عالم امكان – كه عالم طفيل وجود اوست – اسائه ادب مي شود و آب از آب تكان نمي خورد!

آنروز هنگامي كه زهرا «سلام الله علیها» ‌در مسجد النبي ناله سرمي دهد، ‌تمام مسجد مملو از گريه، ‌زاري و شيون مسلمين مي شود تا جايي كه بارها فاطمه سلام الله عليها سخن قطع مي كند تا گريه مردم تمام شود،‌ آيا مي توان امروز در همان مسجد النبي بين بيت و منبر كه باغي از باغهاي بهشت است بر زهراي اطهر «س» ‌گريست؟

آنروز ،‌ پس ازآن واقعه هولناك، ‌زنان مهاجر و انصار به زيارت زهرا سلام الله عليها رفتند،‌ امروز نه مهاجر و انصار و نه حتي شيعيان خاص توفيق زيارت يادگار پيامبر «ص»‌ را ندارند و قبر زهرا «س»‌ سرّي است كه با ظهور حجة ابن الحسن المهدي المنتظر روحي له الفداء‌ آشكار مي شود.

آنروز همگان مي دانستند كه زهرا سلام الله عليها در بين ديوار و در مجروح شده و فرزند خويش افكنده است و بر اين جراحت جسم و از دست دادن باب،‌ جراحت شديد روحي نيز چون نمك بر زخم وارد شده است، ‌همه مي دانستند كه زهرا سلام الله عليها كشته زخمهاي بدروحنين است همان گونه كه حسين «ع» ‌را كشته يوم اثنين مي خوانند، ‌اما دريغ و درد كه روحاني شيعه در كشور شيعه به ناگاه بازي ناصبي ها را مي خورد و عنوان مي كند :« زهرا «س» ‌در سوگ پدر به مرض سل مبتلا و دار فاني را وداع گفت» حتي بخود زحمت نمي دهد از پزشكان سئوال كند كه بيماري سل يك بيماري مزمن است و سالها با بيمار دست و پنجه نرم مي كند تا او را از پاي درآورد و آنچه مي تواند ظرف 75 روز پس از رحلت پيامبر «ص»‌ زن جوان بارداري را از پاي در آورد ضربه اي است هولناك بين ديوار و در و ميخي است آلوده كه بر سينه مجروح او فرو مي رود و ........

ما معتقد به حفظ وحدت امت اسلامي هستيم، ‌و ائمه هدي نيز الگو و راهنماي شيعيان بر حفظ وحدت بودند،‌ حضور امير مؤمنان «ع» در نماز براي حفظ وحدت و اساس دين است، ‌و اگر امام صادق «ع»‌ نماز پشت سر اينان را نماز پشت سر پيامبر(ص)  مي داند حكايت از ضرورت وحدت و حفظ دين دارد،‌ اما وحدت بر اصول مشترك و پرهيز از اسائه ادب به معتقدات ساير مذاهب و فرق اسلامي راهگشاست،‌  ترك عقايد و پرهيز از مباحثات علمي بين علماي مذاهب موجب كتمان حق و انحراف از دين مي شود. براي وحدت بايستي بر مشتركات تاكيد و اختلافات را تحمل كرد اما اگر خلاف عقايد خود بيان كنيم نه تنها موجبات خشم الهي را بر انگيخته ايم،‌ چهره اي منافق از خود نيز تصوير كرده ايم و در ميان فرق و مذاهب خود را به سخره گرفته ايم.

همدلي و مهرباني با تمامي مذاهب و فرق اسلامي و احترام به عقايد آنان در عين استواري بر معتقدات شيعي اثني عشري پايه اي استوار براي وحدت است. امام خميني رحمه الله عليه با قيام و انقلاب خود موجبات تقريب مذاهب را فراهم آورد و تمامي مراسم مغاير باتعاليم ائمه هدي عليهم السلام كه موجب وهن شيعه بود را تعطيل كرد، اما در وصيت نامه الهي خويش مي فرمايد: «ما مفتخريم كه باقرالعلوم عليه السلام از ماست، ما مفتخريم كه صادق آل محمد عليه السلام از ماست. » و آنگاه كه شخصي در مصاحبه خياباني رعايت شئونات زهراي اطهر «س» را نمي كند آن بزرگوار برمي آشوبد و اگر شخصي مرتد اسائه ادب به محضر پيامبر اسلام «ص» روا داشت باز او بود كه محور اتحاد جهان اسلام در دفاع از پيامبر «ص» شد و هنوز خاطره حكم تاريخي امام «ره» در مورد سلمان رشدي - که به مقدسات و معتقدات مسلمین اهانت کرده بود - در ذهن امت اسلام نشان اقتدار و غيرت اسلامي است.

ومن الله التوفیق و علیه التکلان
دکتر مهدی خزعلی

دوشنبه 7 خرداد 1386

***** برگی از سایت هک شده قبل به مناسبت ایام فاطمیه *****

افزودن نظر


Joomlart