دوشنبه, 27 آذر 1396

تو همان بارانی که به سیل انجامی!

نامه الکترونیک چاپ PDF

تو همان بارانی
که به سیل انجامی
تو همان بارانی
وچه بد بارانی
که ز قهر ازلی پیدا شد
که زمین از مَطَرُ السُوء(سوره فرقان آیه 40) چه بد زخمی خورد
تو همان بارانی
که ز تکذیب بسازی ابرت
که ز جهلت بنمایی ظلمت
و زمین یکسره از بوی تو گردد لعنت
تو همان بارانی
از سر نادانی
خلق را یکسره زان غیظ سوی شیطان رانی
ورنه دردت چه که بابا به سوی خود خوانی
تو همان بارانی
عجبا نه تو همان کنعانی
که به کشتی پدر خود به تمسخر خوانی
ورنه تو عشق چه می فهمی چیست!
نقد عشق تو مطهر نکند جهل تورا
آن مطهر که بگفت از سر دلسوزی بود
از سر علم شهودی سرزد
عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
حافظ این بار جوابت بدهد:
طبيب عشق منم باده ده که اين معجون
فراغت آرد و انديشه ی خطا ببرد
تو همان بارانی ............

تقدیم به آقای طبیب مهدی خزعلی (ادام مَطَره الشدید )
نصیحتی به خودم و شما:
ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی

لطفا سریعا نقدتان را بر شهید مطهری اصلاح نمایید
عرفان عراقی
1390/2/15

................................................................

پاسخ من:

 

این همه آتش و دود
این همه سوز نهان
من چه دارم ، ای دوست؟
جز ترنم، جز صدای باران؟
هیچ، هیچ!


من همان بارانم
رونق بستانم

می شناسی تو مرا
این صدای پا را
از میان ناودان
یا میان گلدان
یا که بر پنجره ها
یا که بر کنگره ها


من همان بارانم
مرهم و درمانم

مهدی خزعلی(باران)

90/2/16

دوست عزیز؛ نمی دانم کجای نقد بر شهید مطهری را و چگونه باید اصلاح کنم، ارشاد فرموده و  نقد مرا نقد کنید، این باور منست، با حکم حکومتی و ولایی که نمی شود اندیشه را عوض کرد،می توانستید بفرمایید که " نقد را حذف کنید! " اما اصلاح کردن یک اندیشه با امر و نهی نمی شود، با استدلال و منطق شاید!

افزودن نظر


Joomlart