چهارشنبه, 07 تیر 1396

رابطه احمدی نژاد و رهبری !

نامه الکترونیک چاپ PDF

آقای ذوالنور حرف های قابل توجهی در قم گفته است، دقت بفرمایید:

.....................................................

*"به گزارش «خبرآنلاین» از قم، حجت الاسلام مجتبی ذالنور، شامگاه دوشنبه در سلسله نشست های سیاست روحانی در مدرسه علمیه صدوقی قم، در سخنانی که با موضوع تبیین شخصیتی مقام معظم رهبری مشخص شده بود، پس از بیان سخنانی در مورد شخصیت رهبر انقلاب، انتقادات صریحی را خطاب به محمود احمدی نژاد و تیم همراه او وارد کرد.

وی افزود: دوستانه خدمت احمدی نژاد عرض می کنم، که ایشان در عبارات شان هم تجدید نظر کنند؛ این که می آیند و می گویندمن ثابت می کنم رابطه من و مقام معظم رهبری، رابطه پدر و فرزندی است، معتقدم این سخن ولو این که این طور هم باشد، اشتباه است؛ چرا که در روایات و احکام اسلامی داریم که ممکن است پدر یک فرد، او را امر به شرک کند و به همین دلیل نباید از او تبعیت کرد. ممکن است پدر اشتباه کند و طبق احکام اسلام، باید مخالف او حر کت کرد؛ حال باید پرسید این که آقای احمدی نژاد که می گویند رابطه من با مقام معظم رهبری رابطه پدر و فرزندی است، یعنی چه؟"*

.........................................................

تا این جای کار، قصه من و پدر است، من هم همیشه می گویم که رابطه من و حضرت آیت الله خزعلی رابطه پدر و فرزندی است و من دست و پای ایشان را به عنوان پدر می بوسم، اما همانطور که آقای ذوالنور فرمودند، نیکی و احسان به والدین، توصیه اسلام است و حق نداریم در طریق باطل تبعیت کنیم و شرک بورزیم، از سوی دیگر، رابطه فرزند چموش و ناخلف هم با پدرش، رابطه پدر و فرزندی است، این بازی با کلمات است برای فرار از پاسخ، آقای احمدی نژاد با صراحت بفرماید، با اندیشه، افکار و مشی این پدر جدید موافق است؟ آیا به نصایح و توصیه های او عمل می کند؟ آیا او را در طریق حق می داند و اطاعتش می کند؟ یا در مسیر باطل می داند و با او قهر می کند؟

من صادقانه می گویم، من به اندیشه پدر احترام می گذارم، اما در بسیاری از مواضع اختلاف عمیق داریم، من در توحید ، نبوت ، امامت ، عدل و معاد با ایشان همراه و همفکرم، اما در حمایت از دولت نهم و دهم و حمایت بی چون و چرا از ظلم او، نمی توانم از معظم له تبعیت کنم، من جانب مظلوم می ایستم .

......................................................

* " وی افزود: باید گفت که رابطه با رهبر معظم انقلاب باید رابطه امام و مأموم باشد؛ این رابطه، رابطه مطیع و مطاع، رابطه مقلد و مقلد است؛ این حرف ها یعنی چه که رابطه ام با رهبری رابطه پدر و فرزندی است؟؛ این حرف ها معنی ندارد. این حرف، حرفی انحرافی است.

ذالنور افزود: توقع داریم احمدی نژاد موضع ش را شفاف تر بیان کند؛ رابطه پدر و فرزندی یعنی چه؟؛ مقام معظم رهبری، ولی حاکم است، او نائب امام زمان(عج) است و بدون امر او، نه رئیس جمهور و نه هیچ کس دیگر مشروعیت ندارد.

وی گفت: اگر اذن و رضایت ولی حاکم نباشد، عمل آن فرد حرام است، حتی اگر عمل واجب انجام دهد." *

.........................................................

راستش این جا ها را من نفهمیدم، یعنی ما برای نماز و روزه خودمان، باید مزاحم رهبری شده و اجازه بگیریم! یعنی تمام نماز های ما تا امروز فعل حرام بوده است! جناب ذوالنور، شما که دستتان به ایشان می رسد و برای همه فرائض اذن دخول می گیرید، دست ما را هم گرفته و برای رمضان امسال یک اذن مخصوص 30 روز روزه- ببخشید 29 روز -  با مهر و امضای معظم له بگیرید!  اگر فکر می کنید  مستحبات هم بدون اذن جایز نیست، مرحمت فرموده برای ما جواز یک زیارت اهل قبور هم بگیرید، چند فریضه دیگر هم هست که محرمانه بماند و در مرقومه شریفه بنویسید: " فریضه منظوره "  و رخصتی بگیرید!

آقای ذوالنور؛ با این حرام کردن واجب و حلال کردن حرام، دین خدا را به باد می دهید، عزیز دل برادر؛ " حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرام محمد حرام الی یوم القیامه" من باور نمی کنم که رهبری با این گونه فرمایشات موافق باشند، این سخنان در جهت تضعیف رهبری است نه تقویت!

از سوی دیگر اگر ولی حاکم خطا رفت، تبعیت واجب است؟ اگر اشتباه گرد باید او را در اشتباه همراهی کرد یا مانع شد؟ النصیحة لائمة المسلمین چه می شود؟ اگر راننده به اشتباه به سوی دره می رفت، شما او را همراهی می کنید یا برای نجات او را کمک می کنید؟ بله باید امام المسلمین را یاری کرد و نگذاشت که خود و امت را به ورطه نابودی کشد؟ مگر این که امام معصوم باشد و خطا نکند.

بیایید به سیره مولی امیرالمومنین علی علیه السلام برگردیم، برادر عزیز؛ ما مسئولیم، هر جوانی که از دین خدا سرد می شود، در کارنامه ما می نویسند، هر جوانی که با خدا و رسول قهر می کند، بر عذاب من و تو می افزایند، او دین را از منظر ما می بیند و دین گریز می شود، من شرم دارم که خود را شیعه علی علیه السلام بدانم و مردم را به شیعه بدبین کنم، چگونه می توانم در صحرای محشر جمال مولایمان را تماشا کنم، در حالی که باعث و بانی همه بی مهری ها به دین، عمل من بوده است!

من از فاطمه و پدرش و شویش و فرزندانش شرم دارم، چگونه این بزرگان را ملاقات کنم،  در حالی که در گذشته عمل من باعث شد که به محضرشان اسائه ادب شود، من باعث دشمنی جوان شیعه با اهل بیت شده ام، فاطمه جان؛ مرا ببخش، علی جان؛ غلط کردم، مهدی جان؛ کی می آیی تا در رکابت جبران کنم، می خواهم چون حر ابن یزید ریاحی اولین قربانی ات باشم، مرا بپذیر، سرافکنده ام، بر افکار و اندیشه پاک شما راه بستم، شیعیانت را به انحراف بردم ، جوانان شیعه را تا مذبح اندیشه کشاندم، امروز می دانم که اندیشه ها را سر می برند، من آمده ام تا قربانیت شوم. هر چند دیر شده است، اما من دیگر آهی در بساط ندارم، چیزی جز جان ناقابل نمانده است.

خدایا اگر دین پیامبرت به خون من تازه می شود، خونم بریز و جانم بستان!

90/2/13   مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart