يكشنبه, 29 مرداد 1396

صعود به قله ارفه

نامه الکترونیک چاپ PDF

بعد از پل ورسک به سمت پل سفید که می رویم، سمت چپ ما ده ارفع قرار دارد، میزبان ما که سن و سالی ازش گذشته بود می گفت: " نام ده را اشتباه نوشته اند، اینجا ارفِه ده است و قله هم به همین نام " ارفِه" نامیده شده است، چون این ده مرفه تر از دهات اطراف بوده است به زبان محلی می گفتند " ارفِه ده " و علت رفاه ده هم وجود کمپ رضا شاه برای ساخت راه آهن تهران شمال بوده است، با هیجان خاصی از آن دوران تعریف می کرد، گاهی در میان کلام یک خدا بیامرز هم می گفت!

می گفت:" رضا شاه حقوق خوبی به کارگران راه آهن می داد و همه راضی بودند و برای رسیدن به کمپ، ترک ها سر و دست می شکستند، در کنار کمپ کارگران، شاه برای اینکه کارگران فیلشان یاد هندوستان نکند یک خانه نو ( شعبه ای از شهر نو) درست کرده بود، دخترکان تپل مپل به کارگران کمپ سرویس می دادند، اگر روزی 5 ریال حقوق کارگر بود، دو ریال عاید دخترکان می شد که ده شاهی آن مالیات دولت بود که باز خرج راه آهن می شد، کارگر راضی، دخترکان راضی و مالیات دولت هم برقرار! " راه آهن با این عظمت که یا پل است یا تونل با کلنگ و امکانات آن زمان ساخته شد و مثل راه آهن شیراز هم طول نکشید و قطاری از ریل خارج نشد، تازه آن موقع از امام زمان علیه السلام هم خرج نمی کردند!"

آنقدر با ولع از آن دوران تعریف می کرد که حس کردم آرزو دارد که قهوه ای تلخ بنوشد و به کمپ رضا خانی برود! ، از شما چه پنهان، اگر ته فنجانی قهوه هم به خیلی از ماها برسد بدمان نمی آید!بگذریم...

در مسیر گاهی غرش لوکوموتیو بگوش می رسد که می رفت و برمی گشت، گاهی سه مسیر رفت و برگشت در یک سینه کش دیده می شود و چندین سوراخ تونل که  مثل خانه غول هاست، گاهی یکباره صدا قطع می شود و معنای آن این است که غول لوکوموتیو به خانه( تونل) رفته است.

از ده به سمت قله حرکت می کنیم، پشت سرمان قله ورسک با عظمتش پیداست و آنسوتر قله چهل چشمه  با همه زیبایی اش جلوه می کند، هنوز هر دو قله برف دارند، وارد جنگل می شویم، از دره پرندگان عبور می کنیم و به دره پلنگ می رسیم، دیواره بلند دره پلنگ در برابر ما قد برافراشته است، راهنما  سنگی را نشان می دهد و می گوید، نوبت قبل از پشت این سنگ خرسی برخاست و خانمی از همراهان روی سنگ داشت قالب تهی می کرد، همه بی حرکت ایستادیم و خرس راه خود را گرفت و به دره سرازیر شد. کمی بالاتر به گراز مرده ای می  رسیم، شکمش دریده شده است،  راهنما می گوید پلنگ به او زده است، اما به نظر نمی رسد پلنگ این قدر بی سلیقه باشد، این درندگان قانونی دارند و قانونمند عمل می

کنند،   دلیلی ندارد که گرازی را بدرد و رها کند، کار، کار درنده ای دوپاست، کار کار انسان است، بعضی از همراهان برای گراز دلسوزی می کنند، گراز در جنگل با قانون جنگل زندگی می کند، می درد و دریده می شود، باید برای خودمان دلمان بسوزد، که در جنگل زندگی نمی کنیم و بدتر از قانون جنگل بر ما حاکم است، گرازی اگر کشته می شود برای بقاست، او غذای یکی است و یکی غذای او! کدام حیوانی را دیده اید که همنوع خود را بدرد، جز انسان! من در میان درندگان، وحشی تر از انسان نمی شناسم!  اما همین انسان دوپا، بر گراز وحشی متاثر می شود و دل می سوزاند، از گراز می گذریم...

گلها تازه سر از خاک درآورده اند، محو تماشای گلهای رنگارنگیم، کفشدوزک ها و سوسک ها مشغول کارند، گاهی وارد مسیر پاخور کوهنوردان می شوند، همه مراقبند تا پا بر سوسک یا حشره ای نگذارند، عجب روح لطیفی دارد این انسان!  این همان انسان دوپاست که همنوعش را دربند کرده و شکنجه می نماید و زیر پا له می کند!  اینجا مراقب است به گل ها آسیب نرساند!

بهار است و فصل جفت گیری حشرات، سوسک ها ی زیادی در حال جفتگیری هستند، اما در همان حال مشغول کارند و تند در حرکتند، با خود گفتم جالب است که سوسک ها در زمان جفتگیری هم دست از کار نمی کشند و ما آدمها در زمان کار هم فکرمان جای دیگر است!

به قله ارفه می رسیم، پناهگاهی زیبا و یادبود کوهنوردی در قله است، پناهگاه یک بخاری هیزمی دارد، سرعت باد بسیار زیاد است و سرما بیداد می کند، بر روی بخاری هیزمی چای درست می کنیم و ناهار را که مختصری کتلت و ماست محلی و پنیر است صرف کرده و برمی گردیم.

آغاز بهار است و رویش،  شکوفه ها و جوانه ها رنگارنگند، در این روزهای آغازین رویش، جنگل هزار رنگ است، اما رویش که کامل شد همه جا سبز است، سبزِ سبزِ سبز، دیگر از رنگهای متفاوت خبری نیست، همه به یک رنگ درمی آیند، سبز،  جنگلِِِ سبز خانه همه موجودات است. باید منتظر بود تا پایان فصل رویش! راستی امروز 19 فروردین بود و وقت نوشتن شرف الشمس، من با خود کاغذی زرد برده بودم و بر فراز قله برای کسانی که سفارش داده بودند، شرف الشمس را نوشتم، برای خودم و همسر و فرزندان هم دعایی نوشتم.

90/1/19

مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart