شنبه, 27 آبان 1396

چند پرسش از دکتر مهدی خزعلی

نامه الکترونیک چاپ PDF

به نام الله یکتای بی همتا.

خدمت جناب دکتر مهدی خزعلی! عرض سلام و ادب دارم. از قول یکی از دوستان مشترک از زبان شما؛ گویا ملاقاتی دوستانه با هم داشته ایم گر چه من به خاطر نمی آورم اما در هر صورت جا دارد ابتداء اعتراف کنم  که بنده یکی از مشتریان دائمی بساط قلمی شما هستم لذا به چند  ویژگی جنابعالی به دید رشک  و اجلال می نگرم وبه شما آفرین می‌گویم.

1-     روح آزادگی و اصرار بر ادامۀ راهی که آنرا حق می‌دانید و هر رنج مشقتی  در راه  تحقق آن تحمل می کنید.

2-     التزام و افتخار به اسلام و باورهای مذهبی که شما آنرا حق می‌دانید.

3-     فن نویسندگی که (برخلاف بنده) می‌توانید لب مطلب خود را در کمترین جملات به خواننده متنقل کنید.

4-     و روح نقادی آزادانه و منصفانه ای که آنچه را نا درست می‌دانید به نقد می‌کشید و برای  ابطال  آن سینه سپر و قلم خنجر می کنید.

به شما شادباش می‌گویم و برای خودم و شما  توفیق مزید و هدایت و استقامت می‌طلبم.

با توجه به جنگ سیاسی و فرهنگی که جنابعالی در گیر آن هستید؛ دوست نداشتم شما را درگیر مشغلۀ دیگری کنم؛ اما از خلال چند نوشتة اخیرتان دریافتم که برای شما فقط حق و رسیدن به حقیقت مهم است.

لذا به خود جرأت دادم با شما دوست عزیز درِ مکاتبه و گفتگویی را باز کنم که مطمئنم با چاشنی اخلاص و نیت صادقانۀ دو طرف؛ ثمرة خوبی خواهد داشت و ما را به سوی حقیقت نزدیک خوهد کرد و عطش حقیقت جویی ما را بیشتر و عشق به حق و اسلام خالص منهای خرافات را در ما بیشتر زنده خواهد نمود.

شما در مطلب اخیر  پیامبر اسلام و زرتشت (نقدی بر شریعتی) می‌نویسید:

«همۀ انبیاء دعوت به سوی خدا و نقی غیر خدا را سر لوحه کار خویش داشته اند».

سپس با یادی از ابراهیم بت شکن و موسی کلیم الله علی نبینا و علیهما السلام و تأثیر دعوت توحیدی آنان بر جامعه نمرودی و فرعونی می‌نویسید:

«همۀ انبیاء الهی مردم را به سوی خدای یکتای بی همتا خوانده اند و از اهریمن  و بتهای زر و زور و تزویر نهی کرده اند».

کاملا با شما موافقم.

فقط از شما برادرانه التماس دارم که بیاییم با هم برای چند دقیقه صرفا از بعد اعتقادی  به موضوع  نگاه کنیم همان نگاهی که خود  پیامبران الهی  علیهم السلام  به دعوت خود داشتند.

شما به عنوان  یک آیت الله زاده و سپس حوزه دیده؛ که در یک محیط کاملا دینی و مذهبی رشد کرده اید و الآن هم  یک متدین آگاه:

  • به نظر شما در جامعۀ کنونی ما؛  به عنوان یک جامعۀ دین مدار و دین سالار (و طبعا با رویکرد شورایی و  دموکراسی  اسلامی آن) و حوزه های علمیه و در میان نخبگان  دینی و مذهبی جامعه:

آیا واقعا دعوت به سوی خدا و نفی غیر خدا را سر لوحه کار خویش داریم؟!.

  • انبیاء علیهم السلام می‌فرمودند:  «ای قوم من تنها الله را پرستش کنید جز او  هیچ اله و کارساز دیگری برای شما وجود ندارد»!. هود 50

آیا این دعوت مشترک انبیاء علیهم السلام سر لوحه کار جنابعالی و بنده و دیگران هست؟ آیا ما عملا و حقیقتا مردم را به توحید و یکتا پرستی معبود یکتای بی همتا دعوت می‌کنیم؟.

  • درسوره فاتحه  که هر روز چندین مرتبه در نماز می خوانیم با خدا عهد می بندیم که "خدایا تنها ترا می‌پرستیم  و تنها از تو کمک و استعانت می‌جوییم".

آیا واقعا در خانه و مسجد و حوزه و دانشگاه و بازار و جامعه و همه جا؛ ما در زندگی عبادی فردی و اجتماعی مان به این تعهد وفا داریم؟ و تنها الله یکتای بی همتا را می پرسیتم و تنها از او کمک و استعانت می‌طلبیم؟!.

الله متعال  و ذات یکتای بی همتا می‌فرماید: الجن: ١٨ و أن المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا. مساجد تنها از آن الله  است پس هیچ کس دیگری را با الله نخوانید!.

آیا ما واقعا در مسجد و غیر مسجد؛ دعا و نیایش و عبادت و نذر و صدقاتمان مخصوص الله است و جز الله هیچ کس دیگری را نمی خوانیم؟!.

نمی دانم جنابعالی تا کنون از این زاویه به موضوع  توحید نگاه کرده اید یا نه؟ اما صداقتی  که در نوشتار شما می‌بینم امیدوارم من و شما را به یک نقطۀ مشترکی برساند که همان قرآن کریم و دعوت توحیدی انبیاء علیهم السلام است.

منتظر پاسخ جنابعالی هستم. با آرزوی توفیق و سعادت و هدایت و استقامت برای خودم و شما فعلا شما را به الله یکتای بی همتا می ‌سپارم.

ارادتمند عبدالله حیدری   28 فروردین90

...........................................................................

پاسخ:

با سلام، آنچه مطرح نیست خداست، ما در اندیشه و گفتار و کردار مشرکیم، آنگاه که دستمان از همه چیز و همه کس بریده شود، شاید یادی از او کنیم، باید تلاش کرد و تلاش تا به اخلاص رسید و جز او را نخوانیم و جز او را نخواهیم و جز برای او کاری نکنیم.

ای عزیز؛ همه دروغ می گوییم، دعوت به خودمان است نه خدایمان، اگر موحد بودیم که روزگارمان این نبود، من خدایم را فقط در انفرادی یافتم، چقدر زیبا و دوست داشتنی بود، او را می دیدم و می شنیدم و حس می کردم، نه با دیده سر و گوش سر، با تمام وجود، دیگر جز او نمی دیدم.

ما تا توحید راه زیادی داریم، از شرک خفی می ترسیم در حالی که هنوز از شرک جلی فارغ نشده ایم، ما بت پرستیم و هزاران بت برای خویش تراشیده ایم.

والسلام علیکم و رحمة الله

مهدی خزعلی

90/2/5

افزودن نظر


Joomlart