يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱

روی تی شرت ابوالفضل برای حسین یادگاری نوشتم!

نامه الکترونیک چاپ PDF

آن روز حسین رونقی( بابک خرمدین) و ابوالفضل عابدینی در کتابخانه بند 350 بودند، قدری گپ زدیم، در دفتر خاطرات حسین برایش یادگاری نوشتم، بعد تی شرتی داد و با قلم سبز بر روی آن نوشتم: " حسین جان؛ بنده غیر نباش که خدای تو را آزاد آفرید" کمی بعد ابوالفضل با تی  شرت آمد و گفت : " این تی شرت من بود! به حسین دادم تا شما برای من بنویسید!"  گفتم : " حسین چیزی نگفت! شرمنده ام" قرار شد یکبار دیگر با نام ابوالفضل بنویسم.

یادش بخیر؛ چقدر با صفا بودند، با 15 سال و 11 سال حبس، خم به ابرو نمی آوردند و چون کوه استوار بودند.

90/5/29   مهدی خزعلی

نظرات  

 
+27 #1 AmirAslan ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۳:۳۲
دکتر جان اندکی صبر سحر نزدیک است ما که داریم خودمون رو آماده می کنیم چون طرابلس تا ساعتی دیگر آزاد خواهد شد و انشالله خبری از امام موسی صدر بدست آوریم انشالله تا آخر هفته هته و در همین لیالی قدر سوریه نیز از زیر یوق اسد و طرفداران کافرش آزاد می شود و همانا منتظر ایران عزیزمان خواهیم بود من سربازی طعم زندان یک هفته ای کشیدم ولی زندانی که شما و دیگران دوستان کشیدید بسیار سخت و طاقت فرسا است خدا انشالله کمک کند و ظالمین را از ایران ما دور کند
نقل قول
 
 
+27 #2 ماه سبز ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۳:۴۳
دکتر عزیز
استوار بودن چون کوه، مرام تمام آزادمردان ایرانیه!
امثال قدیانی و ابوالفضل دوست داشتنی و خود شما بخصوص، نماینده ی بی قید و شرط ایران ما هستین!
بزرگی و غیرت قیصروارتون ستودنیه
نقل قول
 
 
+14 #3 mehran ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۳:۴۹
Hآفرسن بر غیرتشون...
نقل قول
 
 
0 #4 جواد ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۴۶
من که این دو نفری که اسم بردی نمی شناسم بهتر بود می نوشتید به چه جرمی به 15 و 11 سال حبس محکوم شده اند.
نقل قول
 
 
+1 #5 ماران ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۵:۱۱
آقای خزعلی، برادر، خسته نشدی از سنگ اسلام را به سینه کوفتن. شما پارتی داری بیرون می‌آیی از زندان، حامی اسلامی، چشماتو باز کن ببین این اسلام پیغمبرتات چه میکند با دختران ما. تا کی میحواهی چشمات را ببندی برادر؟ تا کی؟ اگر راست می گویی آیا ضرورت حجاب در اسلام هست یا نه؟ اگر هست که اینها با همین بهانه به دختران ما تجاوز میکنند. مگر غیر این است؟ چند تا زنک معلوم الحال گرفته اند دست تدختر بیچاره را میکشند. تگر پیغمبرت راضی نیست. اینها همه ملهم از اسلام شماست. تا کی میخواهید این آیین عربی از مد افتاده را به ما حقنه کنید. حداقل از روی این همه جوان که در زندان میبینی و افتخار دیدنشان را دارید شرم کنید. هنوز هم دم از اسلام میزنید؟ کم نیست این نهمه مصیبت؟
نقل قول
 
 
+4 #6 رز ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۱۳
سلام دکتر عزیز .چرا بعد از آزادی کم می نویسید. آرزوی سلامتی و طول عمرتان را دارم.
نقل قول
 
 
+9 #7 آش خور ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۲۵
دکتر یا خدا وجود نداره یا آقایون واقعا بهش اعتقادی ندارن. البته وقتی حفظ نظام از نماز که مثلا ستون دینه هم واجب تر می شه پس حق بدید به یه سری چیزا شک کنیم.
نقل قول
 
 
+2 #8 Reza ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۲۹
دکتر جان، بد جوری به خوندن حرف‌هات عادت کردیم، چه رازی تو این قلم هست ... . بار دیگری که اینجوری معتاد شدم زمان خوندن " ما و مدرنیت " اثرِ ماندگارِ داریوشِ آشوری بود. کتابی که کتابِ داستان نبود اما آنچنان مسخت میکرد که نمیتونستی یک نفس نخونیش. مثل دلنوشتهای خود شما. زنده بمانید و مهدیِ خزعلی ... .
نقل قول
 
 
+4 #9 سهراب از مشهد ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۳۷
صبح شنبه ات بخیر مهدی جان اگر این جمله آقایان را در وزارت فخیمه ناراحت خواهد کرد من این جمله را تکرار می کنم
دوستت دارم مهدی خزعلی
نقل قول
 
 
+3 #10 حسین سبزقبا ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۲۴
سحر با ندای الله اکبر در خیابانهای تهران نزدیکتر مشود ای کاش رهبران جنبش به این فکر میکردند
نقل قول
 
 
+1 #11 کاوه ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۳۲
سلام دکتر جان باز چند روز خبری از شما نبود کلی نگران شدیم لطفا هرروز مطلبی بنویس حتی شده خورن یک نیمرو
همیشه دعا گوی شما هستم
نقل قول
 
 
+3 #12 دل خون ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۱۰
اقرار میکنم
دکتر کم آوردم
خسته شدم
احساس میکنم کل زمان زندگیمو از این جماعت دروغگو طلبکارم
کاش میدونستم تا کی باید تحمل کنیم
خوشا به غیرت این عربهای سوسمار خور که جلوی دیکتاتورهاشون کوتاه نیومدن حالا وضع مارو ببین هر روز بدتر از روز قبل فقط یاد گرفتیم با شرایط بدتر کنار بیایم
آقای دکتر یه زحمت بکش یا نگو که بعدا مینویسم که شاید دیگه بعدا وقتی نباشه یا بنویس و اونچه رو میدونی با مردم در میون بزار
بازهم از تو ممنونم قبل از این زیاد قبولت نداشتم ولی حالا دارم کاش کلامت در پدرت اثر داشت از قول من به پدرت بگو تو دل یه عده باشی بهتر یا تو دل همه مردم بگو خدا با جماعت
نرود میخ آهنین در سنگ
نقل قول
 
 
+2 #13 بابای سام ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۰
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
http://begoomagooha.blogspot.com
نقل قول
 
 
+3 #14 دکتر مصدق ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۲۵
چقدر خوشحال شدم یه مطلب جدید دیدم ازتون..
نقل قول
 
 
+1 #15 farhadas30 ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۸
برادر امام گفت نگذارید انقلاب بدست نااهلان و نامحرمان افتد که تفکری باعث شدبیفتد
نقل قول
 
 
+3 #16 در ِغربت ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۱۷
سلام . همیشه در ایام قدر از خدا حاجات زیادی میخواستم اما امسال در دیار غربت که حداکتر ۷۰ نفر بودیم فقط آزادی کشورمون و هموطنانمون رو از دست اجانب دین ستیزی که به اسم اسلام تیشه به ریشه اعتقادات مردم میزنند از خدا خواستیم اللهم استجب دعانا بحق علی
نقل قول
 
 
0 #17 محمد ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۰
گفتی چند سال دکتر؟
نقل قول
 
 
+1 #18 محمد باقر ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۵۵
دکتر دیری نخواهد پایید که مهربانی هایمان را تقسیم کنیم بجای کینه نفرت ولایت نداری نقدی مداری از خوبی از مهربانی از جشن از نور از رنگ بگوییم روزی که ولایت بیسواد مفت خوار کینه توز ریا کار هم از مهربانی ما بهره ببرد درود بشما دورد به همه آزادگان درود بر نسرین ستوده
نقل قول
 
 
+4 #19 اراذل ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۳۲
در جواب اون دوستمون که گفتن سنگ اسلام را به سینه نزنین:
داداش چی میگی شما؟
ما هرچی داریم از اسلام داریم.
مثل فقر و بدبختی و دیکتاتوری و زندانی و انرژی بی هسته و غیره!!!!!
چیز دیگه هم داریم که من فراموش کرده باشم؟!
نقل قول
 
 
+3 #20 سحر نزدیک است ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۲۷
چون از روز روشن تره که این حکومت 15 سال دیگه نخواهد بود.کسی نمیتونه پیش بینی دقیقی بکنه ولی شاید 15 ماه دیگه ما شاهد دیکتاتورمون در قفس باشیم
نقل قول
 
 
0 #21 سعید ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۰۷
سلام دکتر
دیروز تو شاه عبدالعظیم دیدمت ، خواستم ازت عکس بگیرم گفتم بی خیال شر برات درست میشه
نقل قول
 
 
+1 #22 دکتر سرفراز ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۲۵
خدا فقط مال گروه پولداران و رانت خواران نیست بالاخره حسین و ابو الفضل هم خدایی دارند و صبح واقعی نزدیک است.
نقل قول
 
 
0 #23 دکتر سرفراز ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۳۰
نقل قول ماران:
آقای خزعلی، برادر، خسته نشدی از سنگ اسلام را به سینه کوفتن. شما پارتی داری بیرون می‌آیی از زندان، حامی اسلامی، چشماتو باز کن ببین این اسلام پیغمبرتات چه میکند با دختران ما. تا کی میحواهی چشمات را ببندی برادر؟ تا کی؟ اگر راست می گویی آیا ضرورت حجاب در اسلام هست یا نه؟ اگر هست که اینها با همین بهانه به دختران ما تجاوز میکنند. مگر غیر این است؟ چند تا زنک معلوم الحال گرفته اند دست تدختر بیچاره را میکشند. تگر پیغمبرت راضی نیست. اینها همه ملهم از اسلام شماست. تا کی میخواهید این آیین عربی از مد افتاده را به ما حقنه کنید. حداقل از روی این همه جوان که در زندان میبینی و افتخار دیدنشان را دارید شرم کنید. هنوز هم دم از اسلام میزنید؟ کم نیست این نهمه مصیبت؟

-------------------------------------------------------------------------
ماران جان دکتر به حجاب اجباری اعتقاد نداره و من حتی میدانم دکتر به حجاب بعنوان یک اموزه اسلامی اعتقاد نداره و این متاسفانه توی جامعه ایران عرف شده و زنای پیر روسیه هم گاهی میزنند... خلاصه از دکتر بقدر وسعش طلب کن ... اگر حتی دکتر با حجاب مخالف باشد الان وقت گفتن این موضوع نیست چون ما مردانی بزرگ در زندان داریم که اولویت ازادی انهاست نه بحث حجاب.
نقل قول
 
 
0 #24 ما ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۴۲
دکتر جان امید واریم همه اونها هم یه روز آزاد شن
نقل قول
 
 
-2 #25 123 ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۴۴
پیش بینی هایی از حوادث سال های آینده ایران و جهان تا سال ظهور

...بحران اقتصادي در جهان تا سال ظهور و اعلام خودمختاری در بعضی از ایالات آمریکا

...حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده سپاه امام مهدي عج و پیروی از ایشان راه نجات از فتنه ها

...کودتا علیه بشار اسد در سوریه

...جنگهای شدید در منطقه و ورود روسیه و چین در جنگ

...

http://salehat.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=103:1389-11-06-21-02-04&catid=52:zohor



تنها دیدار امام خمینی و آیت الله سید علی قاضی و بیان اسراری از جانب ایشان

http://salehat.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=68:1389-06-26-12-46-27&catid=52:zohor
نقل قول
 
 
0 #26 عمو سگ سیبیل ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۰۶
دکتر جون میبینم مطلب می نویسی روحیه می گیرم. بنویس. نیمه ی پنهان پدر خوانده رو هم بنویس. تا رسیدن مرگشون چیزی نمونده. مرگشون روزیه که آبروشون بریزه، که هر روز بیشتر از قبل میریزه. ما که خودمون رو برای روز نبرد آماده کردیم. ان شا الله در کنار هم ...
نقل قول
 
 
0 #27 ملولم و امیدوار ۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۵۲
امشب از پیروزی انقلاب لیبی خوشحالم و از دست خودمون ناراحت که چی شد که از عربا (ببخشید ها ) ولی غیرتمون کمتر شده /البته فکر کنم ببخشید هم نداره چون واقعیت تلخه ولی باید پذیرفت و البته قابل جبرانه که باید همت کرد و تکان خورد./ حسین و ابولفضل ها کارشان را کردند باقی راه بعهده کیست ؟
نقل قول
 
 
+1 #28 محمد باقر ۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۱۲
دکتر روز خواهد امد که همین نسرین ستوده وکالت دفاع از حضرت اقا را قبول کنه چه زیبا است اون روز که این زن بزرگ بما باز هم درس دهد
نقل قول
 
 
0 #29 ماران ۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۳۹
نه عزیز دلم. مساله من بالاتر از حجابه. خ.د اسلان مد نظر منه. ما باید از این دینداری خلاص شیم. دینداری ضد خداپرستیه برادر. چه اسلام چه هر دین دیگه. درد من هم اتفاقا زندانی بودن این مردان و زنان بزرگه (زنان بزرگ زندانی را از قلم انداخته بودی!) درد من ریشه این درده. موفق باشی و به امید آزادی ایران لاءیک و آزاد برای همه چه بی دین و چه با دین
نقل قول
 
 
0 #30 مبارز زخمي ۲۳ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۰۲
بريد خدا رو شكر كنيد ببينيد چه جاها مي برنتون ..كتابخونه داره ، مي تونيد روي تيشرت يادگاري بنويسيد! ما كه به جز سلول خودمون بقيه ي جاها با چشمبند بوديم و حتي خودكار هم بهمون نمي دادند..
نقل قول
 

افزودن نظر


Joomlart